نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ٢٠١ - الگوى تخصيص كار مبتنى بر خانواده مقوله اى «مختص چين»
خودمختارى يا «خودگردانى» سنتى روستاها زير نظر نخبگان محلى، يعنى خانوادههاى اعيان در گذشته و بعدها خانوادههاى سران كادرها و خاندان- كه اكثرا اعضاى بومى حزب بودند- داشت. اين حكومتهاى خودگردان روستايى هنوز هم ساختارهاى اقتصادى- سياسى- اجتماعى غير متمايزى بودند كه يك نهاد اجتماعى (خانواده و خاندان)، اصل اساسى سازمانى آنها را تشكيل مىداد. وقتى قيد و بندهاى محدودكننده نيروى كار تضعيف مىشد، دولت اندكى عقبنشينى مىكرد و با محدود شدن اختيارات دولت، نهادهاى روستايى به نوعى استقلال محسوس اقتصادى و اجتماعى دست مىيافتند كه براساس ساختارهاى سنتى احياشده خانوادگى قرار داشت.
از نظر فرهنگى، الگوى تخصيص كار مبتنى بر خانواده، با احياى آيينهاى مربوط به پرستش نياكان، ساخت مقبره و بارگاه، تقويت روابط ميان خويشاوندان و مزاوجتهاى متعهاى (صيغهاى)، همراه بوده است. تجديد حيات فرهنگ و آيين كنفوسيوسى در چين را بايد مرهون احياى الگوى تخصيص كار مبتنى بر خانواده دانست. روشنفكران و صاحبمنصبان چين، مكتب كنفوسيوسى را به قصد احياى آن، مورد ارزيابى و بازنگرى قرار دادند. اعتقاد بر اين است كه موفقيت اقتصادى كره، تايوان و حتى ژاپن، مستقيما مديون فرهنگ كنفوسيوسى يا «كنفوسيوسيزم جديد» بوده است؛ در حاليكه متأسفانه اين فرهنگ در زادگاه اصلى خود، تقريبا به طور كلى از ميان رفته بود. به همين دليل، تلاش براى «بازآموزى» تعليمات كنفوسيوس در سرتاسر كشور شروع شد.
نشريات رسمى، مملو از تبليغ «آداب و سنن حسنه و افتخارآميز» نشأت گرفته از تعليمات كنفوسيون شد؛ تعليماتى كه هر چينى «متجدد و متمدن» بايد از آنها آگاه باشد و بدانها عمل كند. حتى در سال ١٩٩٤، انتشارات دولتى «خواندنىهاى روستايى» كتاب جديدى در باب لزوم اطاعت فرزندان از بزرگترهاى خود[١] منتشر ساخت تا دهقانان روستايى هرچه آسانتر و بيشتر با آداب و فضائل سنتى و اصيل احترام به پيشينيان و اطاعت از كهنسالان آشنا شوند. كتاب مشابهى نيز در باب «آداب و سنن
[١] .Xing xiojing (New book on filial piety )