نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ١٨١ - گمانه زنى در باب نوين سازى چين
مطرح مىشود: اقدام بعدى براى هدايت روند «نوينسازى چين توسط دولت» به سمت موفقيت، كدام است؟
براساس گفتههاى فوق، مىتوان در رابطه با آينده روند نوينسازى چين، مفروضات اوليه چندى را مطرح و مطالعاتى مقدماتى به عمل آورد. كاملا بديهى است كه در كشورى مانند چين برقرارى رابطه متمايز ولى تعاملى بين سه نهاد اوليه انسانى (اقتصاد، حكومت و حيات اجتماعى) تنها به تدريج و به ترتيب، امكانپذير است. زيرا بدون رعايت ترتيب و توالى و فاصله زمانى مشخص، امكان تغيير و تحول نهادى سريع و ناگهانى در چنين ساختارى وجود ندارد. بهبود و ارتقاى ساختارهاى درونى اين سه نهاد، حتى به زمان بيشتر و تلاشى به مراتب فزونتر نياز دارد. براى ادامه مسير موفقيتآميز فرايند نوينسازى توسط دولت، گاهى لازم است روند اصلاحات در جهت مردمسالارى كردن سياست و آزادسازى اجتماعى، براى مدتى به تعويق افتد و يا محدود شود تا علاوه بر هموار شدن راه پيشرفت و رشد بازار جديد در سطح كشور با هدايت دولت كارآمد، از شدت مخالفت و مقاومت نهادهاى اجتماعى در برابر آن نيز كاسته شود. زيرا، رفع نيازهاى اساسى انسان به شكل محسوس و سريع و به تبع آن، مشروعيت بخشيدن به رويكرد كلى نوينسازى، مستلزم وجود بازارى مولد و سازنده است.
در روند نوينسازى توسط دولت (نوينسازى با هدايت دولت) بازار بايد حكم نهاد غالب اقتصادى را داشته باشد تا بتواند اثرات مطلوبى از خود برجاى بگذارد؛ يعنى با جدا كردن اقتصاد از حكومت و حيات اجتماعى و توليد منابع و ذخاير و كمك به افزايش سطح كارآيى و بروز نوآورىها، راه را براى شكلگيرى و ظهور حكومتى مشاركتجو[١] و جامعهاى مدنى، هموار سازد. با اين حال، تنها نقش اصلاحگرايانه و حمايتى دولت است كه مىتواند موفقيت بازار را در جهت استقرار و نهادينه شدن به عنوان نهاد برتر اقتصادى، تضمين سازد. در كشورهاى «متأخر» مساعدت دولت نقش حياتى دارد؛ زيرا بسيارى از شرايط مطلوب گذشته، نظير پايين بودن هزينه ورود به عرصه بازار جهانى و
[١] .Participatiory