نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ٥٠ - دولت
مدنى، به عنوان تعالى شايسته و مناسب براى حيات اجتماعى، شايد نخستين بار در غرب ظهور كرده باشد، اما به هيچ روى نمىتوان آن را يك پديده صرفا اروپايى قلمداد كرد.
دولت
طبق تعريف «اسكوكوپل»[١] دولت «مجموعهاى اجرايى، سياستگذارى و نظامى است كه توسط يك مقام اجرايى بلندپايه، رهبرى و كموبيش به خوبى هماهنگ مىشود و كنترل يك خطّه مشخص را در اختيار دارد». در يكى از تعريفهاى «وبر» از دولت نيز چنين آمده است:
«سازمانى متشكل از يك تعداد كارگزارى (آژانس) كه توسط رهبر دولت (به عنوان مقام اجرايى) هدايت و هماهنگ مىشوند و قانونا مجاز است قوانين و مقرراتى كه رعايت آن براى تمام مردم الزامى است و نيز شاخصهاى قانونگذارى براى ديگر سازمانهاى اجتماعى را در يك خطّه معين، وضع و اجرا كند و در صورت نياز به منظور تداوم راه خود، به زور متوسل شود[٢].»
براساس اين تعاريف، دولت «يك نهاد- يا سازمان- است كه قوانين و مقررات را حداقل تا حدودى از طريق قدرت انحصارى خود در كاربرد خشونت، نافذ مىسازد[٣].
«اين نهاد ممكن است» مستقلا اهداف جمعى را كه به نحو بارزى از اهداف خصوصى متمايزند و در چارچوب خود نظام اجتماعى وضع شدهاند، تحميل كند.» به اعتقاد «ميگدال»، دولت قادر است ترتيبات اجتماعى جديدى را به منظور هموار ساختن راه تحولات عظيم اجتماعى و اقتصادى وضع كند، چرا كه «توانمندىهاى لازم براى نفوذ در جامعه، تنظيم روابط اجتماعى، اخذ منابع و تخصيص يا كاربرد منابع به شكلهاى
[١] .Skocopl ٩٧٩١
[٢] .
Max Weber, the theory of social Economic Organization, N. Y. Free Press, ٤٦٩١
[٣] .Migdal ٨٨٩١ ,Xiii