نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ١٦٨ - فقدان جامعه مدنى
بدين ترتيب، طبقه متوسط و تشكلهاى اجتماعى چين، نقش مهمى به عنوان رابط بين دولت امپراتورى و خانوادهها ايفا مىكردند. تشكلهاى اجتماعى يا شبه اجتماعى، مسؤوليت بسيارى از فعاليتهاى اجتماعى، از جمله مبادلات اقتصادى مورد نياز محلى را بر عهده داشتند. اين تشكلها توانستد به منظور پيادهكردن يك اقتصاد مبتنى بر اخلاق و معنويات، بازارهاى محلى در سرتاسر چين ايجاد كنند. بيشتر فعاليتهاى مذهبى، فرهنگى و آموزشى نيز از طريق اينگونه تشكلهاى غير دولتى، هدايت و سازماندهى مىشد.
بعد از سلسله سانگ (قرن نهم تا سيزدهم ميلادى) براى نخستين بار دولت چين كوشيده است به منظور اعمال نظارت مستقيم بر روستاها، به نوعى از خانوادههاى دهقانى را سازماندهى كنند. بدين منظور تا سال ١٩٤٩، هرازچندگاهى يك نظام ادارى در سطح محلى به نام نظام «بائوجيا»[١] به اجرا درمىآورد تا ساختار سياسى به مراتب قدرتمندتر «هوكو» جايگزين آن شود. بسيارى از اين تشكلهاى غير دولتى حتى داراى واحد نظامى هم بودند كه به هنگام بروز جنگ و نزاع، نقش نيروى پليس محلى را ايفا مىكرد. ولى هيچ كدام از آنها از وجه قانونى و استقلال رسمى برخوردار نبودند.
استقلال عملى و بالفعل آنها همانند ظهور و سقوط الگوى تخصيص كار مبتنى بر جامعه و نيز الوى تخصيص كاربردگى و بندگى، عمدتا در گرو ظهور و افول قدرت امپراتورى بود. افزون براين، سازمانهاى اجتماعى چين برپايه ساختار خانوادگى قدرتمندى بنا نهاده شدهاند كه توسط خانوادههاى اشراف و اعيان، سرپرستى و هدايت مىشوند. در اين خانوادهها هيچ تمايزى بين وظايف و عملكردهاى اقتصادى و اجتماعى وجود ندارد. شايد حيات اجتماعى چينىها كه مبتنى بر ساختار خانوادگى است از دولت امپراتورى آشكارا فاصله داشته باشد ولى ارتباط و وابستگى آن به دولت، يقينا بيشتر از استقلال عمل آن بوده است.
[١] ..Baojia System