نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ١١٨ - ١- روند تخصيص كار در چين از سلسله «چين» تا عصر «چينگ» (از سده سوم ق م تا سده نوزدهم ميلادى)
(قرن هفدهم تا بيستم ميلادى) فقط بين ١٠٠ تا ١١٥ درصد افزايش يافته(Huang ٦٨٩١ ,٧١) . با اين حال و على رغم بروز جنگها و قحطىهايى كه هر از چندگاه، موجب كاهش جمعيت مىشد، شمار جمعيت به سرعت روبهفزونى نهاد.
درآمد واقعى كارگران صاحب زمين، دهقانان اجارهدار[١] و كارگران كشاورزى مزدبگير،[٢] كه قرن ها ثابت باقى مانده بود، در قرن هيجده همزمان با رشد انفجارآميز جمعيت، به ميزان معتنابهى روبه افول نهاد. اسناد و مدارك تاريخى نشان مىدهد كه از قرن او تا قرن دوازدهم ميلادى، ميانگين درآمد كارگران روستايى، تقريبا ثابت و يكسان باقى مانده بود. اما در قرنهاى هيجدهم و نوزدهم، اين رقم، افزون بر ٥٠ درصد كاهش نشان مىدهد. به مرور زمان، خشكسالى و مصايب اقتصادى در چين، سير صعودى به خود گرفت. وضع مالياتهاى سنگين و وقوع جنگها و بلايايى طبيعى نيز بر آتش اين انفجارات دامن مىزد. وقوع انقلابات و جنگهاى دهقانى، راههاى طبيعى و گاهى تنها راه ممكن براى حل مسائل و مشكلات به شمار مىآمد و از آنجايى كه هيچ الگوى تخصيص كار و يا فرهنگ جديدى عرضه نمىشد، حتى اين مبارزات سياسى انفجارآميز هم قادر نبود ساختار سازمانى داخلى بسيار با دوام چين را دستخوش تغيير و تحول سازد. لذا، از اين رهگذر، عموما چيزى جز كاهش ظاهرى جمعيت و جابهجايى پىدرپى حكمرانان، عايد نمىشد. سلسله جديد هم پس از روى كار آمدن، معمولا حكمرانى خود را با تخصيص مجدد زمين و كار آغاز مىكرد و بدين ترتيب، الگوى تخصيص كار مبتنى بر خانواده يا روستا كه مىتوانست همراه با مقدارى ثبات اقتصادى، موجبات تثبيت سياسى را فراهم آورد. مجددا برقرار مىشد.
همانگونه كه از پايين بودن جايگاه اجتماعى و سياسى بازرگانان و صنعتگران در آن عصر برمىآيد، فرمانروايان عموما نيروهايى را كه به اقتصاد جنبه تجارتى مىدادند، مخرب پنداشته، به آنان به ديده شك و ترديد مىنگريستند. بدين ترتيب، تداوم يك الگوى غالب در زمينه تخصيص كار در تاريخ چين، بر ديرمانى ساختار سازمانى داخلى چين
[١] .Diannongs
[٢] .Gunongs