نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ١٨٤ - گمانه زنى در باب نوين سازى چين
بدين ترتيب، توانش در هدايت بازار رو به نقصان مىگذارد و نهايتا يك بازار بىسروسامان مبتلا به ضعف نهادى، خود به عنوان نهاد غالب، هدايت امور اقتصادى، سياسى و حيات اجتماعى در چين را در اختيار مىگيرد. دولت ضعيف، احتمالا «مردمسالار» و «آزاديخواه» و شايد هم صرفا طرفدار حكومت نظامى، با آزاد كردن شمار زيادى از ديگر نيروهاى مخرب و ويرانگر، به سرعت بازار را از حركت باز مىدارد. بدين ترتيب، روند نوگرايى در چين، حتى اگر متوقف نشود، براى مدتى نامعلوم، تأخير مىافتد. در چنين شرايطى، روى آوردن به نوينسازى از طريق بازار به عنوان يك راهكار مطرح مىشود ولى در اين راهكار، زمانبندى جاى ندارد و پيشبينى آينده، به شدت ناممكن مىشود. براى يك ملت ٢/ ١ ميليارد نفرى كه به تازگى توانسته است نفسى از نظر تأمين نيازهاى احساسى خود تازه كند، برهم خوردن نظام سياسى و اقتصادى (چه بر اثر فروپاشى نظام اجتماعى- سياسى و چه به واسطه غير قابل كنترل شدن بازار) معناى جز نابودى ميليونها تن و ايراد ضربههاى شديد بر پيكر جامعه جهانى ندارد. اگرچه تصور كردن چنين وضعيتى، لرزه بر اندامها مىافكند، ولى يكى از درسهاى تلخ تاريخ اين است كه بشر ظرفيت و توان رودررويى با چنين فجايعى را در گذشته، چه در چين و چه در جاهاى ديگر، نشان داده است.