نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ١٥٠ - الگوى اجتماعى تخصيص كار به عنوان الگويى بينابين
فداى پارهاى ملاحظات سياسى، از قبيل ثبات اجتماعى، اهداف بلندپروازانه و حتى دست نيافتنى و غير واقعبينانه طرحهاى توسعه، يا پارهاى تفكرات خودسرانه رهبران گرديد.
اين الگوى جديد در عمل، بيكارى را براى مدتى ريشهكن ساخت. در ماههاى پايان سال ١٩٥٦، شمار كارگران شاغل شهرى به ٥١/ ٢٤ ميليون نفر، يعنى معادل سه برابر ١٩٤٩ رسيدYuan ٧٨٩١ ,٧١ . حزب كمونيست چين توانست نيروى كار روستايى را عملا از طريق تعاونىهاى اشتراكى، كنترل و مهار كند تا ديگر تهديدى براى اشتغال شهرى نباشند. ساختار دوگانه روستايى- شهرى، حالت نهادى به خود گرفت و واحدهاى تشكيلاتى، از جمله تعاونىهاى اشتراكى روستايى، نهايتا به واحدهاى شبه خانواده ساختار سازمانى داخلى جمهورى خلق چين تبديل شدند و از الگوهاى جديد تخصيص كار كه در قرن پيش شكل گرفته بودند، كمترين اثرى باقى نماند.
در سطح كلان، مائو با تلفيق اقتصاد، حكومت و حيات اجتماعى در يك نهاد متمركز درصدد احياى شرايط ما قبل نوگرايى چين برآمد و اين نهاد، چيزى نبود مگر دولت تحت سلطه حزب كمونيست چين، كه مايل بود موضع انزواطلبى بين المللى چين را كه قرنها بر چين سايه افكندهد بود، حفظ كند. در سطح خرد، نهادهاى سنتى خانواده محور يا اجتماعى محور، اساس و مبناى كار دولت جمهورى خلق چين قرار گرفت. بدين ترتيب، شرايط ما قبل نوگراى ديرين چين، على رغم ادعاها و عناوين ايدئولوژيكى به ظاهر متفاوت، با تمام قدرت، احيا و تقويت گرديد. اين ساختار سازمانى داخلى داراى ويژگىهاى ذاتى خاصى بود كه از نظر فنآورى و عملى، شديدا انجامناپذير و از لحاظ اقتصادى و اجتماعى، بسيار نامطلوب بودند. به همين دليل، عمر ارزشهاى سياسى حاكم بر كشور، يعنى نظم و آرامش و امنيت ملى، چندان دوام نيافت. اين الگوى سنتى مبتنى بر ملت، ساختار سازمانى داخلى ما قبل نوگرايى چين را همراه با نوعى اقتدار سياسى تمامعيار و تأثيرگذار، احيا كرد و اين شرايط، براى حكومت مركزى كه عادت داشت همچون يك پدر سنتگراى چينى رفتار كند، كاملا تازگى داشت.