نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ١٤٩ - الگوى اجتماعى تخصيص كار به عنوان الگويى بينابين
مىشد. اين الگوى تخصيص كار ابتدائا الگويى اجتماعى بود كه در آن، ملاحظات قدرتمند اجتماعى در خصوص رفاه محلى، قدرت سياسى و برخى سازوكارهاى بازارى در هم ادغام شده بود. نهادهاى اجتماعى نظير خانواده، همسايه و محل، در شيوه تخصيص كار در اين الگو نقش مهمى داشتند. اين الگوى مكمل به عنوان يك الگوى واسطه فيما بين شرايط ما قبل نوگرايى مائوئيستى و نياز جمهورى خلق چين به مبارزه اقتصادى با بيكارى داخلى و انزواى بين المللى، به هيچ روى نتوانست حتى در زمان مائو هم به سرعت رشد و توسعه يابد. در پارهاى مناطق مانند «سوفان» (در استان جيانگسو جنوبى) مؤسسات موفق كمون- بريگاد، حتى قبل از سالهاى پايان دهه ٧٠ توانستند نسبت به كشاورزى، درآمد بيشترى را نصيب كمونها يا بريگادها كنند. بعدها در برهه ١٩٩٠- ١٩٨٠، الگوى اجتماعى تخصيص كار با رشدى خارق العاده به بازارهاى كار اجتماعى بسيار موفق تبديل گرديد.
به طور خلاصه، حزب كمونيست چين ظرف مدتى بسيار كوتاه (٥٧- ١٩٥٤) با ايجاد تغييراتى عمده، يك روند تخصيص كار چند الگويى را به يك الگوى سلطهجويانه دولتى متمركز، در هر دو مناطق شهرى و روستايى تبديل كرد؛ هرچند كه اين اقدام به قيمت حذف بازار از جريان فعاليتهاى اقتصادى و نقض آزادى و تحرك فردى در حيات اجتماعى، تمام شد. با روى كار آمدن حزب كمونيست چين، الگوى بازارگرى تخصيص كار سركوب شد و حزب كوشيد تا يك الگوى سلطهجويانه يا آمرانه تخصيص كار را از دل سالها عمليات نظامى به شرايط موجود انتقال دهد. همگانى شدن مديريت سياسى تكتك كارگران شهرى در ردههاى مختلف، حالت نهادينه به خود گرفت.
كارگران دولتى، داراى مشاغل مادام العمر شدند و از مزاياى مختلف شهروند سوسياليستى، بهرهمند گرديدند. در مقابل، كارگران به رؤسا و سرپرستان خود وابسته شدند و بخش اعظم تحرك و آزادى فردى خود را از دست دادند. درآمد آنان در سطحى نازل، ثابت باقى ماند. به اعتقاد نخستوزير وقت «چوئن لاى»، «دستمزد و حقوق پايين در سطحى معقول، دسترسى اكثر مردم به برنج كافى را تضمين مىكند و منظور از سهيم شدن پنج نفر در سهم برنج سه نفر، همين است.» كارآيى اقتصادى،