نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ١٠ - فصل اول نهادها، تغييرات نهادى و نوين سازى چارچوب نظرى
به اعتقاد نگارنده، تجزيه و تحليل تغييرات و نوسانات در ساختار سازمانى داخلى يك ملت، امكان تعميق و تفحص پيرامون توسعه اقتصادى، تحولات اجتماعى- اقتصادى و روند نوينسازى در آن ملت را فراهم مىسازد.
منظور از ساختار سازمانى داخلى يا همان ساختار سازمانى انسانى، تركيب و ترتيب نهادى مردم يا نهاد انسانى موجود در يك ملت، به عنوان اولين گروهبندى انسانى است.
بين اين مفهوم با بسيارى از نظريه پردازىهاى موجود، شباهتهاى نظرى فراوانى وجود دارد كه از آن جمله مىتوان نظريه كارل ماركس در باب «روابط اجتماعى»، «جوامع» يا «شيوههاى توليد»؛ نظريه اميل دوركيم درباره «وجدان جمعى» و تجمع واحدهاى نهادى متمايز، براساس اصل «همبستگى سازمانى»؛ نظريه «نظامهاى اجتماعى» و «نظامهاى فرهنگى» تالكوت پارسونز در ديدگاه عمومى وى نسبت به فرضيه عمل؛ نظريه «يورگن هابر ماس» در خصوص «قلمروهاى حيات انسان» و نظريه «حوزههاى اجتماعى» كنت آرو را نام برد.
مفهوم نوينسازى بايد به گونهاى متفاوت از مفاهيم توسعه و توسعه اقتصادى، مورد بررسى قرار گيرد؛ زيرا توسعه به معناى فرايند گسترش، بهبود، بسط يا رشد رفتار انسان تلقى مىشود. بنابراين، توسعه اقتصادى را مىتوان به معناى رشد كمى و كيفى فعاليتهاى اقتصادى نوع بشر و نتايج حاصل از آن دانست. مراد از مفهوم نوينسازى در نوشتار حاضر، تغييراتى نهادى است كه موجب بهينهسازى نهاد انسانى[١] در قالب نوگرايى، به عنوان هدف بارز و قابل شناسايى اين فرايند، مىشود. اگر مردمسالارى سياسى[٢]، به عنوان يك ويژگى مهم اما ثانويه نوگرايى، در هر مرحلهاى از توسعه [اقتصادى] قابل اجرا باشد[٣]، نوگرايى نيز در هر سطحى از توسعه، قابل دسترسى خواهد بود. توسعه و توسعه اقتصادى را مىتوان در هر محيط نهادى سنتى يا نوين- البته با سرعت و عملكرد متفاوت- پياده كرد. توسعه و توسعه اقتصادى، فرايندهايى
[١] .Human institution
[٢] .Political democracy
[٣] .Przeworski Limongi ٧٧٩١ ,٧٧١