نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ١٢ - ١- نظريه ها و مباحث پيرامون نوين سازى
تقليد از يك شيوه نهادى خاص يا روش تقسيم كار در ملتهاى ديگر، صورت مىگيرد.
نوينسازى، به عنوان يكى از مجموعه موضوعات علوم اجتماعى، كه بيشتر از همه بدانها پرداخته مىشود، توانسته است نظر بسيارى از مردمشناسان، اقتصاددانان، تاريخشناسان، دانشمندان علوم سياسى، جامعهشناسان و البته، سياستمداران در رأس قدرت و خلع يد شده را بخود جلب كند. در نتيجه، با ارائه نظريهپردازىهاى بىحد و حصر در اين زمينه، مبانى نظرى عميق و گستردهاى جهت مطالعه نوينسازى، خلق شده است. در اين بين «بارينگتون مور»[١] به پيروى از «كارل ماركس»، «ماركس وبر» و «كارل پولانى»، تلاشهاى مجدانه و پربارى را براى خلق چند نمونه (مدل) كلى جهت مشاهده روند نوينسازى و تحولات اجتماعى، به عمل آورده است. مكتب فرانكفورت[٢] تلاش كرد تا نظريه ماترياليسم تاريخى كارل ماركس را به منظور تشريح و تبيين فرايند نوينسازى، احيا كند. «داگلاس نورث»، براى مطالعه تاريخ اقتصادى، يك مدل نهادى ابداع كرد و «تالكوت پارسونز» نيز كوشيد با ارائه يك نظريه عمومى در باب عمل، ابعاد نهادى «نظامهاى اجتماعى» انسان را بررسى و كشف كند. از ديگر انديشمندانى كه آثار كلاسيكى در باب «نظريه نوينسازى» از خود برجاى گذاشتهاند مىتوان «هانتينگتون» و «روستو»[٣] را نام برد. يكى از مكاتب «تكاملگراى نوانديش» در رابطه با نظريه نوينسازى سنتى معتقد است نوينسازى را بايد فرايندى چندخطى[٤] فرض كرد كه خطوط آن همانند جوامع جاندار با هم تفاوت دارند. رويكرد انتخاب عقلايى[٥] توانسته است با بررسى تغييرات سياسى و اقتصادى از طريق مطالعه انگارههاى[٦] رفتارى انسانى، نتايج قابل ملاحظهاى در اين خصوص ارائه دهد.
در نظريه نوينسازى سنتى، كه مبتنى بر منطق مكتب اقتصادى كلاسيك يا
[١] .Barrington Moore (]٧٦٩١ [٣٩٩١ )
[٢] .Frankfort School (Habermas ٩٧٩١ ٧٨٩١ )
[٣] .
Huntington] ٨٦٩١, ٠٧٩١[, and W. W. Rostow)] ٠٦٩١[ ٠٩٩١(
[٤] .Multilinear
[٥] .
Rational Choice Approach) Samuel Popkin, ٩٧٩١ and James Scott, ٦٧٩١(
[٦] .Patterns