نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ١٧٧ - چين متأخرى «ديرين»
حزب كمونيست چين پس از يك سلسله مبارزات خونين با دشمنان خارجى بر سر حفظ تماميت ارضى چين و با دشمنان داخلى بر سر الزامات عقيدتى حزب، سرانجام انقلاب چين را با استقرار يك دولت انقلابى قدرتمند در قالب جمهورى خلق چين، به پيروزى رساند. جمهورى نوپاى خلق چين، با تعصبى مثالزدنى و بىسابقه و با اتكا به قدرت سياسى، حركت به سوى نوينسازى را از طريق هدايت دولت آغاز كرد. اگرچه كادر رهبرى كشور در مسير صحيح و مناسب گام برمىداشت، ليكن حزب كمونيست چين با توسل به قدرت سياسى شگفتانگيز و هزينههاى جانى و مالى غير قابل تصور، آن را به سمت مسيرى نادرست، سوق مىداد. حزب كمونيست چين به رهبرى مائو، به جاى معرفى بازار و نهادينهسازى و خردگرا كردن دولت، در كمال شگفتى، تمام تلاش خود را در جهت حذف بازار و نهادينهزدايى دولت[١] به كار گرفت تا بار ديگر، اقتصاد، حكومت و حيات اجتماعى را كه رفتهرفته در حال مجزا شدن از هم بودند، در هم ادغام سازد. شعار آرمانى ما قبل نوگراى اجتماعى «داتونگ»[٢] (هماهنگى بزرگ)، كه برخاسته از فلسفه پيرامون دو هزار سال پيش كنفوسيوس است، به عنوان اصل مسلّم و زيربنايى ساختار سازمانى داخلى مطلوب مائوئيستها قرار گرفت. بدين ترتيب، شكست اجتنابناپذير شده بود و مائو نيز خود نتوانست از دست گردونه غمانگيز سلسلههاى تاريخ چين رهايى يابد. ضرورتا، حزب كمونيست چين كه در عالم گذشته سير مىكرد، آرزوى بازسازى و احياى ساختار سازمانى داخلى چين باستان ر در سر مىپروراند تا از اين رهگذر، اقتصاد چين را به بالندگى و توسعه برساند. ليكن اين راهبرد نيز جز شكست ره به جايى نبرد و چين در كمال تأسف، فرصتهاى بزرگى را كه انقلابهاى صنعتى و فنى پس از جنگ جهانى دوم براى مردم جهان به ارمغان آورده بود، يكى پس از ديگرى از دست داد و بدين ترتيب، فاصله عقبماندگى خود را با بسيارى از ملتهاى ديگر بيشتر كرد. اين اشتباه محض تقريبا به قيمت حيات سياسى حزب كمونيست چين در دهه ١٩٧٠ تمام شد.
[١] - منظور نويسنده از نهادينهسازى دولت، جداسازى دولت از حيات اجتماعى( جامعه مدنى) و اقتصاد( بازار) مىباشد.( م)
[٢] .Great Harmony (Datong )