نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ١٧٨ - چين متأخرى «ديرين»
راهى كه دنگ شيائوپينگ و همفكرانش از ١٩٧٨ به بعد در پيش گرفتند حركت در عكس جهت نوينسازى از طريق هدايت دولت بوده است. اينكه به مدد تلاشهاى دولت، تأثيرات خارجى ناشى از سرمايهگذارىهاى مستقيم و كارآفرينان بومى، بازارى در حال شكلگيرى است كه با رشد روزافزون خود مىرود تا به نهاد عمده اقتصادى- اگر نگوييم نهاد غالب اقتصادى- براى يك ميليارد و دويست ميليون چينى تبديل شود(Lardy ,١٩٩١ ;Shirk ٣٩٩١ ,٥ -٦) . تأثير انكارناپذير و شيوه ابتكارى اين بازار نوپا، نه تنها اصلاحات اقتصادى بازارگراى چين را به سمت مسيرى برگشتناپذير هدايت كرده، بلكه ادامه حيات سياسى حزب كمونيست چين را حداقل در مقطع كنونى، تضمين ساخته است. همچنان كه از شكل ٢- ٤ برمىآيد ساختار سازمانى داخلى كنونى چين، دوران گذار را طى مىكند و در آن، بازارى با قدرت در حال شكلگيرى است. دولت جمهورى قدرتطلب خلق چين هماكنون با نيروى روزافزون نهادهاى بازارى و نيز با نهادهاى سوسياليستى يانهادهاى اجتماعى سنتى چين روبهروست، كه خود به شدت تحت تأثير روند روبهگسترش تجارىسازى بازار قرار دارند. با توجه به تاريخ طولانى ما قبل نوگرايى چين، پيشرفت چينىها به سمت نوينسازى در اين مدت كوتاه، يعنى طى دو دهه پس از ١٩٧٨، حقيقتا در خور توجه است. دستاوردهاى اقتصادى و تحولات اجتماعى چشمگير چين طى اين مدت، همگى از درست بودن مسير راهبرد انتخابى براى نيل به نوينسازى حكايت دارند. اينك نهادهاى سياسى دولت حزب كمونيست- جمهوريخلق چين، عامل اصلى موفقيتهاى چشمگير اصلاحات آرام ولى مستمر و دنبالهدار كشور سوسياليست چين، قلمداد مىشوند(Shirk ٣٩٩١ ,٢٢ ,٩٢٣ -٠٥) .