نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ٨٣ - ديگر مسائل روش شناسى
* دولت خود را نسبت به بازار و مالكيت خصوصى، ملزم و متعهد مىداند و جهت پاىبندى به اين تعهد، كمتر در اين زمينهها دخالت مىكند.
* دولت، بازار را بر ابزارهايى كه توسط گروهى از نخبگان اقتصادى ادارى تعيين شده است هدايت مىكند.
* دولت به منظور تبادل نظر و همكارى با بخش خصوصى، خود را در فعاليتهاى نهادهاى مختلف درگير مىكند.
* دولت به منظور «اعمال حاكميت»[١] خود از طريق «نظارت»[٢] توسط سياستمداران، عمدتا به مقامات ادارى يا ديوانسالاران[٣] تكيه مىكند؛ كه اين طرز عمل در واقع نوعى «استبدادگرايى ظريف»[٤] است.
* دولت به شدت رنگ «شركتگرائى»[٥] و استبدادگرايى «شديد» يا «ظريف» با خود مىگيرد.
ازاينرو، سه عامل يا شرط اصلى در موفقيت نوينسازى توسط دولت، نقش دارند: يك دولت كارا و معمولا قدرتمند (و حتى مستبد كه قادر باشد روند محروميتهاى نهادى را تداوم و به نهادهاى جديد، به ويژه بازار، مشروعيت ببخشد) كه خود را ملزم به توسعه اقتصادى بداند؛ شكلگيرى بازار به عنوان نهاد اصلى اقتصاد؛ و از همه مهمتر، هدايت مستمر، بىقيد و شرط و مقتدرانه بازار توسط دولت، كه اين امر به معناى دگرگونى خود دولت و رابطهاش با بقيه ساختار سازمانى داخلى است.
ديگر مسائل روششناسى
همانند ديگر زمينههاى علوم اجتماعى، يافتههاى حاصل از مطالعه ديدگاه نهادى،
[١] .Rule
[٢] .Supervision
[٣] .Bureacrats
[٤] .Soft authoritarianism
[٥] .Corporatism