نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ٢٢٨ - رهيافتى نهادى
١- نهادها و تغييرات نهادى: درك مفهوم نوينسازى
در بخش حاضر، روش تحليلى پيشنهادى و مورد استفاده در كتاب، به طور مختصر و فشرده، مورد ارزيابى قرار مىگيرد و ارزيابى و تفحص بيشتر در اين مورد، طبيعتا بر عهده خواننده است.
رهيافتى نهادى
شيوه تحليلى مورد استفاده در نوشتار حاضر را مىتوان به طور خيلى مختصر در موارد زير خلاصه كرد:
١- رفتار انسان، كه توسعه اقتصادى را نيز شامل مىشود توسط نهاد انسانى، محدود و حتى تعريف مىشود. نهاد انسانى، به دست بشر ساخته مىشود و لذا مىتوان آن را از طريق اشتراك مساعى يا اقدامات جمعى برنامهريزى شده يا خودجوش، دستخوش تغيير و تحول ساخت. طول و مدت زمان مشروعيت نهادى، نقش كليدى در نهاد انسانى موجود و دگرگونىهاى حاصله در آن دارد. فرهنگ، به عنوان عاملى كه غالبا رفتار انسان را توجيه مىكند، چيزى جز نهاد درونى شده در انسان نيست.
٢- نهاد انسانى، كه از درك نيازها و خواستهاى بشر نشأت مىگيرد، مىتواند به سه حوزه يا عنصر اوليه، شامل حكومت، اقتصاد و حيات اجتماعى تقسيمبندى شود كه هر كدام، اهداف، ويژگىهاى سازمانى، عملكردها، ارزشها، حيطه و الگوهاى رفتارى خاص خود را داراست.[١] از نظر درونى، هر كدام در طول تاريخ ساختارهاى سازمانى متفاوتى را تجربه كرده است و از نظر بيرونى نيز هر سه مىتوانند از هم مجزا باشند يا نباشند. گاهى حتى يكى از اين سه، خود به تنهايى جاى دو مورد ديگر را هم مىگيرد و بدين ترتيب، به تنها نهاد انسانى بىرقيب تبديل مىگردد، كه اين پديده را، ما قبل نوگرايى مىگويند.
٣- وجود نوعى رابطه متمايز اما در عين حال تعاملى ميان حكومت، اقتصاد و حيات
[١] - توضيح در مورد نهادهاى نخستين