نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ١٣٨ - اصلاحات ارضى، نظام اشتراكى و كمون ها
اراضى كشاورزى كه جمهورى نوپاى كمونيست چين در اختيار دهقانان قرار داده بود، بسيار كوچك بود؛ بهگونهاى كه هر خانوار دهقان، به طور متوسط، حدود ٧/ ١١ تا ١٩ مو (معادل ٩٣/ ١ تا ١٣/ ٣ ايكر) زمين و بين نيمى تا يك حيوان در اختيار داشت بدين ترتيب، روند ورشكستگىهاى ديرين و پىدرپى كشاورزان زميندار و نقلوانتقال اراضى، از سر گرفته شد. پيامدهاى سياسى اين روند اجتنابناپذير، كادر رهبرى حزب كمونيست چين را شديدا نگران ساخت. طرحهاى بلندپروازانه حزب در جهت صنعتىسازى كشور، به نهادههاى كشاورزى به مراتب بيشترى نسبت به گذشته نياز داشت، كه مزارع كوچك و ناكارآمد يا تعاونىهاى پراكنده محلى، به هيچ وجه از پس تأمين آن برنمىآمدند و اين در حالى بود كه وضوع مالياتهاى دولتى روزافزون و سنگين و اتخاذ سياست شديدا استثمارى دولت در به انحصار درآوردن خريد و فروش و بازاريابى غلات، بر وخامت اوضاع مىافزود. از سوى ديگر، حزب كمونيست چين شديدا در پى آن بود تا با كنار گذاشتن الگوهاى حاكم بر تاريخ سياسى چين، خود را از شر دورهاى باطلى كه سلسلههاى چين در آن گرفتار آمده بودند، رها سازد. حزب مايل بود حداقل به منظور حفظ استقلال كشور، راهى سريع و موازى با سوسياليزم به سبك شوروى را دنبال كند. نيل به اين هدف، تلاشى بسيار جدى و بنيادين را طلب مىكرد.
لذا، حزب تصميم گرفت از نظام اشتراكى كشاورزى به سبك شوروى، پيروى كند.
براى اين منظور، مائو به سرعت و با عجله زياد، اقدامات خود را در ٥٥- ١٩٥٤ براى تغيير الگوى سنتى و احياشده مبتنى بر خانواده آغاز كرد تا از اين رهگذر، كل ساختار سازمانى حاكم بر مناطق روستايى چين را از طريق ترويج نظام اشتراكى در بين دهقانان، دستخوش تحولى اساسى سازد. با اعمال قدرت مهيب سياسى، تبليغات شديد ايدئولوژيكى و توسل به تشكلهاى تودهاى محلى، طولى نكشيد كه شعلههاى آتش سوزان نظام اشتراكى، از هر سو زبانه كشيد.Friedman et al ,١٩٩١ ,٥٨١ . ظرف چند ماه، پانصد هزار دهقان، تحت نظام اشتراكى سازماندهى شدند(Huang et al .٩٨٩١ ,٣٩) . روند پيادهسازى نظام اشتراكى كه ابتدائا در قالب يك برنامه دهساله طراحى شده بود، در ظرف مدتى كمتر از دو سال جامه عمل به خود پوشيد.