نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ١٣٩ - اصلاحات ارضى، نظام اشتراكى و كمون ها
در سالهاى مصيبتآميز «جهش عظيم به جلو»، دهقانانى كه تحت نظام اشتراكى روستايى درآمده بودند، ناچار شدند با شتاب هرچه تمامتر، «كمونهاى خلقى» تشكيل دهند. هنوز دو ماه از اعلان «قطعنامه مبنى بر تشكيل كمونهاى خلقى در مناطق روستايى» در آگوست ١٩٥٨ از سوى اداره سياسى حزب كمونيست چين سپرى نشده بود كه ٩٩ درصد دهقانان در قالب كمون (واحدهاى خلقى) متشكل شده بودند. تلفيق مديريت امور ادارى حكومتى با مديريت اقتصادى[١] و نيز تركيب امور صنعتى، كشاورزى، نظامى، آموزشى و تجارى با هم[٢]، از ويژگىهاى بارز اين كمونها به شمار مىرفت. حق مالكيت اراضى و ديگر «ابزار توليد» و حتى برخى اقلام مصرفى، در چارچوب كمون تعريف مىشد. تخصيص كار نيز به جاى تعاونىهاى اشتراكى روستايى[٣]، توسط كمونها و به صورت اجبارى، صورت مىگرفت.
مائوتسه تونگ، كمونها را واحدهاى اوليه و بنيادين جمهورى خلق چين تصور مىكرد؛ يعنى فى الواقع، كمونها مجموعههايى جامع الشرايط و قائم به ذات بودند كه نقشهاى صنعت، كشاورزى، تجارت، آموزش، ارتش و حيات اجتماعى را يكجا بازى مىكردند. هر يك از اين واحدهاى جديد، از حدود ٤٠ تا ٥٠ هزار نفر تشكيل مىشد.
سازمان كار عموما جنبه شبه نظامى داشت و نيروهاى كار ناچار بودند بسيار سخت كار كنند و گاه نيز بيهوده در پروژههاى متعددى كه غالبا از نظر اقتصادى هيچ هدف مشخصى را دنبال نمىكردند، وادار به بيگارى مىشدند. همزمان با اين اقدامات و به منظور سركوب مخالفان، يك «انقلاب فرهنگى كوچك» يا «تعليمات سوسياليستى و كمونيستى» توسط سردمداران به اجرا درآمد
( Friedman et al. ١٩٩١, ٤٣٢- ٨٣٢ Hung et al. ٨٨٩١, ٢٢١ )
. زمانى كه نوبت به شكست اجتنابناپذير دربر داشت محصول و درنتيجه، فروپاشى اقتصادى كشور رسيد، دهقانان خود را با خطر يك قطحى سراسرى روبهرو ديدند. توليدات كشاورزى در ١٩٥٩ معادل ٦/ ١٣ درصد و در
[١] .Gongnong bingxues hang Kianjihe
[٢] .Zhengshiheyi
[٣] .Village -based Collectives