نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ١٥ - ١- نظريه ها و مباحث پيرامون نوين سازى
نوينسازى به شمار آورد. برخى صاحبنظران، پارهاى محيطهاى فرهنگى و ساختارهاى سياسى داخلى، همچون «استبدادگرايى ادارى»[١] يا «دولت توسعهمدار»[٢] را در ذهنيت افراد نسبت به فرايند نوينسازى دخيل مىدانند. پيشرفتهاى فنى در كشورهايى كه اخيرا به خيل قافله نوينسازى پيوستهاند (متأخرين)[٣] سبب شد عدهاى به يك الگوى نوينسازى به اصطلاح «جهشى» روى آورند. ويژگى بارز اين الگو، رشد اقتصادى فزاينده است كه از طريق به كارگيرى آخرين فنآورىهاى مورد استفاده در كشورهاى پيشرفته، آن هم در سطحى گسترده و انبوه، به دست مىآيد. ما همچنين شاهد رويكردهاى متعددى در زمينه تحليل فرهنگى هستيم كه برپايه يافتههاى علوم مردمشناسى، جامعهشناسى و حتى روانشناسى انسانى قرار دارند. البته كاربرد اين رويكردها به گستردگى مورد قبلى نيست.
يكى از حقايق شگفتانگيز در اواخر قرن بيستم آن است كه به نظر مىرسد بيشتر الگوهاى نظرى موجود، هنوز قادر نيستند تعريفى قابل قبول و رضايتبخش از فرايند نوينسازى يا توسعه اقتصادى ارائه دهند. ضعف اين الگوها بيشتر در اين است كه نمىتوانند علل موفقيت و ناكامى تلاشهايى را كه به طور همزمان در راستاى نيل به نوينسازى صورت مىگيرد، توضيح دهند. مفاهيم تحليلى سودمندى چون دوگانگى موجود بين نوگرايى و سنتگرايى و محوريت بخشيدن به «عقلانيت» اغلب نه تنها از لحاظ نظرى، مشكلآفريناند، بلكه در عمل نيز فايدهاى ندارند؛ كه اين امر عمدتا از نبود تعارف عينى و روشنى از اين اصطلاحات ناشى مىشود. همانگونه كه ما نسبت به نوينسازى آن است كه اين فرايند همچنان مملو از ابهامات نظرى، سوگيرىهاى مسلكى[٤]، مشكلات روششناسى و نيز مواردى است كه عملا هيچ ارتباطى با هم
[١] .Bureaucratic -Authoritarianism
[٢] .Developmental State
[٣] .Latecomers
[٤] .Ideological biases