نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ١٣٢ - بازار كتار و تحريفات بنيادين
الگوى تخصيص كار بازارگرا، در چين، على رغم كوچك بودن ابعادش، توانست طى حدود يك قرن توسعه و گسترش در چين، تأثيرات نهادى قابل توجهى بر ساختار سازمانى داخل اين كشور از خود برجاى گذارد. اين الگوى جديد، از دو جهت با الگوى قديمى «بازارهاى كارآ» كه قرنهاى متمادى رايج بود، تفاوت داشت: اول، كارگرانى كه براساس اين الگوى تخصيص كار، استخدام و اداره مىشدند، معمولا حكم كارگران دايمى را داشتند. هرچند بسيارى از آنان آرزو مىكردند مجددا به زادگاه قديمى خود، يعنى روستا برگردند، ليكن اين آرزو به تدريج رنگ مىباخت و پس از مدتى، كلا به بوته فراموشى سپرده مىشد. دوم، على رغم وجود روابط و پيوندهاى گسترده فرااقتصادى بين كارگران و كارفرمايان، ملاحظات اقتصادى به عمدهترين دلمشغولى هر دو طرف، تبديل شده بود. كارگران عموما از آزادى فردى و تحرك حرفهاى برخوردار بودند، ليكن نيازهاى اقتصادى و محدوديتهاى سياسى غالبا باعث مىشد نتوانند از اين حقوقى كه نصيبشان شده بود، آنچنان كه بايد و شايد، بهرهبردارى كنند. روزبهروز نقش مسايل اجتماعى در نظر كاريابان و كارفرمايان، كمرنگتر مىشد.
كارآيى اقتصادى، معيار اصلى شده بود و ساختار سازمانى مبتنى بر خانواده، روزبهروز اهميت خود را از دست مىداد و ضعيفتر مىشد. ديرى نپاييد كه اين الگوى جديد تمامى بخش صنعت نوين چين را دربر گرفت و موجبات توسعه اقتصادى در مناطق شهرى را فراهم آورد. طبقه سراسرى جديدى از كارگران مدرن، موسوم به «طبقه پرولتاريا»، همراه با طبقهاى نسبتا بزرگ از سرمايهداران و پيشهوران حرفهاى، پا به عرصه حيات نهاد. حتى بسيارى از مناطق روستايى، به خصوص آنهايى كه نزديك مراكز صنعتى عمدهاى چون شانگهاى، تيانجين و گوانگزو واقع بودند، به شدت تحت تأثير نهاد بازار قرار گرفتند؛ نهادى كه الگوى تخصيص كار بازارگرا، نماد و مظهر آن به شمار مىرفت(Huang ٠٩٩١ ,٥١١ -٣٤١) . موفقيت امروز بسيارى از مدلهاى رايج در چين از بعد اقتصادى، نظير مدل موسوم به «سونان»[١] در استان جيانگسو غربى و مدل «ونژو»[٢]
[١] .Sunan Model
[٢] .Wenzhou