نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ١٠٠ - ويژگى هاى بازار كار ملى
وجود تحريفات گوناگون سياسى و اجتماعى، از بالاترين نرخ كارايى در تخصيص و به كارگيرى منابع كار ملى، برخوردار خواهد بود.
دوم، يك بازار كار ملى به عنوان بزرگترين الگوى تخصيص كار داخلى، در هيچ زمان و مكان مشخصى نمىتواند چندان هم بىنظمى، ناهمخوان و يا حتى، غير منطقى باشد.
ممكن است با افرادى كه داراى ويژگىها و خصوصيات يا شرايط مختلف هستند، در مكانها و زمانهاى مختلف، به شكلى كاملا متفاوت برخورد شود. وجود چنين ناهمخوانىها يا نابرابراىهايى را بايد به هزينه مترتب بر تبادل اطلاعات نسبت داد.
وجود اين نابسامانى جزئى در بازار كار ملى يا بازارهاى كالايى و سرمايهاى، حسن بسيار مهمى دارد كه آن هم، انعطافپذير كردن عرصه رقابت است. نكته جالب توجه در اين خصوص آن است كه دامنه اين ناهمخوانى در بازار كار ممكن است به مراتب گستردهتر باشد؛ چرا كه معمولا مقايسه كردن دو انسان با هم، به مراتب دشوارتر از مقايسه كردن دو علامت تجارى (مارك) يا دو نوع پول رايج است. در واقع، وجود همين سامان ستيزى و ناهمخوانى طبيعى است كه باعث مىشود بستر مناسب براى بروز انحرافات اجتماعى و حتى سياسى در بازار كار فراهم شود.
سوم، ميزان حق الزحمه يا دستمزد، عمدتا براساس عرضه و تقاضاى كار و با توافق كارفرما و مستخدم، تعيين مىشود. اطلاعات مربوط به فرصتهاى شغلى، كلا در سطح ملى در اختيار افراد جوياى كار قرار مىگيرد. مذاكره و چانهزنى بين كارفرما و مستخدم در تعيين شرايط كار، حجم كار، ميزان دستمزد و ارتقا و ترفيع، نقش بسيار مهمى ايفا مىكند. يكى از نمونههاى رايج انحراف در بازار كار ملى، چانهزنى يا مذاكره جمعى بين كارفرمايان و مستخدمان، مخصوصا در زمينههاى صنعتى و امور منطقهاى است.
چهارم، بيكارى يكى از پديدههاى طبيعى و رايج در هر بازار كار ملى است. رسيدن به سطح اشتغال كامل، هر مقدار هم كه تلاش سياسى و اجتماعى در اين راه صرف شود، امرى محال است. هر بازار كار ملى پيشرفته و كامل، بايد داراى نظام ملى كارا و