نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ١٨ - چارچوب تحليلى جايگزين
دارد. نوگرايى، بقاى جمعى و سير تكامل سه عنصر تشكيلدهنده نهاد انسانى را تضمين مىكند؛ اگرچه ممكن است اين عناصر از نظر عملكرد و يا ساختار سازمانى با هم تناقض و تعارض داشته باشند.
از آنجايى كه حتى تفاوت ميان زمان وقوع و مسير نوينسازى در نهادهاى اقتصاد، حكومت و حيات اجتماعى يك ملت باعث ايجاد اختلاف در الگوها و شدت تعامل بين آنها مىشود، طبيعتا مىتوان انتظار داشت در كشورهايى كه از لحاظ تاريخى و ملى با هم تفاوت دارند، نوگرايىها شكل متفاوتى داشته باشد. در واقع، اين چگونگى تعامل بين سه نهاد مذكور است كه ويژگىها و خصوصيات هر نوع نوگرايى را تعيين مىكند. يكى ديگر از عواملى كه در تعيين ويژگىهاى گوناگون نوگرايى در يك ملت نقش دارد، وجود موانعى نهادى است كه سبب مىشود پارهاى از گروهها و قشرهاى همان ملت، ناديده گرفته شوند. به هيچ وجه نمىتوان تضمين كرد كه همه ملتها با گروههاى مردمى، نوگرايى را الزاما در قالب يك ساختار سازمانى بهينه و مشخص، تجربه كنند؛ بلكه برعكس، نمونههاى تاريخى متعددى وجود دارد كه نشان مىدهد نوگرايى، اثرات مخرب و زيانبارى نيز داشته است. بر اين اساس، نوينسازى به عنوان فرايندى جهت برقرارى يا گسترش روابط ميان اقتصاد، حكومت و حيات اجتماعى، تعريف مىشود؛ كه اين روابط اگرچه مجزاى از هم هستند، اما در عين حال، با يكديگر تعامل و كنش متقابل نيز دارند. به نظر «هانتينگتون»[١] نوينسازى «فرايندى چندجانبه از بروز تحول در تمامى حوزههاى تفكر و تلاش انسان» در جريان گذر از سنتگرايى به نوگرايى است.
[١] .Samuel Huntington (٨٦٩١ ,٢٣ -٤٣ )