شعائر حسينى - تبريزى، جعفر - الصفحة ٧٤ - عبور حضرت ابراهيم عليه السلام از قتلگاه
مركبش مىگذشت كه ناگهان به گودال قتلگاه رسيد و اسب، او را به زمين زد.
ابراهيم عليه السلام زبان به استغفار گشود و عرض كرد: خدايا! از من، چه خطايى سر زده است كه به اين بلا دچار شدم؟ جبرئيل نازل شد و عرض كرد: «اى ابراهيم! از تو گناهى سر نزده است. در اين سرزمين، فرزند آخرين فرستاده خدا،- محمد بن عبداللَّه- را به قتل مىرسانند». پرسيد: قاتل او كيست؟
جبرئيل گفت: «قاتل او، ملعون آسمانها و زمين است كه قلم، بر لوح اعظم، لعن او را نگاشته است». در اين هنگام، ابراهيم دست خود را به طرف آسمان بالا برد و در حق قاتلان آن حضرت، لعن و نفرين كرد. مركب ابراهيم نيز آمين گفت، پس ابراهيم خطاب به اسب گفت: تو چه مىدانى كه آمين گفتى؟
گفت: اى ابراهيم من افتخار مىكنم كه ابراهيم راكبم مىباشد و چون من ترا به زمين انداختم خجل شدم پس بعد دعايت آمين گفتم كه مزيد عذاب يزيد (لعنة اللَّه عليه) باشد.[١]
[١]. بحار الأنوار، ج ٤٤، ص ٢٤٣؛« وروي أن إبراهيم عليه السلام مر في أرض كربلا وهو راكب فرسا فعثرت به وسقط إبراهيم وشج رأسه وسال دمه، فأخذ في الاستغفار وقال: إلهي أي شئ حدث مني؟ فنزل إليه جبرئيل وقال: يا إبراهيم ما حدث منك ذنب، ولكن هنا يقتل سبط خاتم الأنبياء، وابن خاتم الأوصياء، فسال دمك موافقة لدمه. قال: يا جبرئيل ومن يكون قاتله؟ قال: لعين أهل السماوات والأرضين والقلم جرى على اللوح بلعنه بغير إذن ربه، فأوحى الله تعالى إلى القلم إنك استحققت الثناء بهذا اللعن. فرفع إبراهيم عليه السلام يديه ولعن يزيد لعنا كثيراوأمن فرسه بلسان فصيح فقال إبراهيم لفرسه: أي شئ عرفت حتى تؤمن على دعائي؟ فقال: يا إبراهيم أنا أفتخر بركوبك علي فلما عثرت وسقطت عن ظهري عظمت خجلتي وكان سبب ذلك من يزيد لعنه الله تعالى».