شعائر حسينى - تبريزى، جعفر - الصفحة ٥٢ - استحباب زيارت(قبر پيامبر صلى الله عليه و آله و اولياى خدا عليهم السلام)
بگذاريد، پس زمانى كه از اين كارها فارغ شديد مرا صدا بزنيد، پس چون از كار تغسيل فارغ شديم به رسول خدا صلى الله عليه و آله اطلاع داديم. پس حضرت به ما عبايشان را دادند و فرمودند: با اين دخترم را تكفين نمايد».
٦. «
عن محمّد بن جابر، قال: سمعت أبي يذكر عن جدّي أنّه أوّل وفد وفد على رسول الله صلى الله عليه و آله من بني حنيفة، فوجدته يغسل رأسه، فقال:
اقعد يا أخا أهل اليمامة فاغسل رأسك فغسلت رأسي بفضلة غسل رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ... فقلت: يا رسول اللَّه أعطني قطعةً من قميصك أستأنس بها، فأعطاني. قال محمّد بن جابر: فحدّثني أبي أنّها كانت عندنا نغسلها للمريض يستشفي بها؛[١]
محمد بن جابر گويد: از پدرم شنيدم و او از پدرش كه مىگفت: من و عدهاى ديگر از بنى حنيفه از اولين كسانى بوديم كه به رسول خدا صلى الله عليه و آله ايمان آورديم آنگاه كه به ديدار حضرتش صلى الله عليه و آله مشرف شدم، پيغمبر را در حالى كه سر مباركشان را مىشستند ديدم، حضرت فرمود:
بنشين اى برادر اهل يمامه و سرت را بشوى، پس سرم را با آب باقى مانده از ايشان شستم. پس گفتم: اى رسول خدا صلى الله عليه و آله لباسى از لباسهايتان را به من عطا كنيد تا با آن انس گيرم. پس حضرت لباسى به من عطا كردند. محمد بن جابر گويد: پدرم گفت: اين لباس نزد ما بود آن را مىشستيم و براى استشفاء بيماران استفاده مىكرديم».
٧. «
عن عيسى بن طهمان، قال: أمر أنس وأنا عنده فأخرج نعلًا لهما
[١]. الإصابة، ١٠٢/ ٢، حرف السين القسم الأوّل.