علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٠٥ - غالیان و اندیشه تحریف قرآن
ابنغضايري ميگويد:
ان يونس بن ظبيان : كوفي، غال، وضاع للحديث، روي عن ابي عبدالله٧ لا يلتفت الی حديثه؛[١]
او، اهل كوفه و غالي است، حديث جعل ميكند، از امام صادق٧ روايت ميكند و به حديث او توجهي نميشود.
نجاشي هم به غلو او اشاره دارد:
يونس بن ظبيان، مولی، ضعيف جداً لا يلتفت الی ما رواه كل كتبه تخليط؛[٢]
يونس بن ظبيان مولي است، بسيار ضعيف است، به احاديثي كه او نقل ميكند، توجهي نميشود و همه كتابهايش، مشتمل بر تخليط است.
ابنداوود در موردش آورده است:
قال: و روي ان الكاظم٧ لعنه الف لعنة يتبعها الف لعنة كل لعنة منها تبلغه قعر جهنم؛[٣]
از امام كاظم٧ روايت شده است كه او را هزار بار لعنت كرد كه هزار لعنت به دنبال آن باشد؛ به گونهاي كه هر يك از آن لعنتها، او را به قعر جهنم ميكشاند.
پيشتر هم در ترجمه محمد بن علي صيرفي گذشت كه فضل بن شاذان، پنج نفر را از جمله دروغگويان مشهور شمرده است كه يكي از آنها يونس بن ظبيان است.
١٠. محمد بن جمهور
محمد بن جمهور العمي البصري و يا محمد بن الحسن بن جمهور العمي، از ديگر راويان متهمي است كه در سند يازده روايت تحريف نام او به چشم ميخورد.
نجاشي در بارهاش آورده است:
محمد بن جمهور، ابو عبدالله العمي: ضعيف في الحديث، فاسد المذهب و قيل فيه اشياء الله اعلم بها من عظمها روي عن الرضا٧؛[٤]
محمد بن جمهور، در نقل روايت، ضعيف است. مذهبش فاسد است و در مورد اعتقادات او چيزهايي گفته شده كه خداوند به آنها آگاهتر است. از امام رضا٧، روايت ميكند.
كه گوياي ظهور غلو در اين فرد بوده است.
شيخ طوسي هم دربارهاش عباراتي را ميآورد كه غلو راوي را ميتوان از آن فهميد:
[١]. رجال النجاشي، ص١٨٥.
[٢]. رجال الطوسي، ص٢٩٩.
[٣]. البيان في تفسير القرآن، ج٩، ص٣٥٤.
[٤]. رجال النجاشي، ص٤١٨.