علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢١٥ - غالیان و اندیشه تحریف قرآن
نميتوان انكار كرد كه غاليان شيعه به گونهاي، با ائمه اطهار: و اصحاب ايشان در ارتباط بودهاند و پذيرفتني است كه عظمت معنوي و علمي، كرامتهاي نفساني، تأثيرات بياني، قدرت استدلال و رسايي زبان اين بزرگواران و اتصال نسبي آنان با پيامبر چهبسا برخي را نسبت به آنان، و البته بر خلاف خواست آنان، دچار انحراف و كجفهمي كرده باشد.[١]
روشهاي غاليان در طرح مسأله تحريف
شناخت راهها و شيوههايي كه در مورد نحوه تأثيرگذاري غاليان در حوزه روايات تحريف به كار ميگرفتهاند، مهم است و ميتواند مورد توجه قرار گيرد. در اينجا به اين روشها اشاره ميكنيم:
١. تأويل باطل
تأويل قرآن از جمله عقايد شيعه است كه غاليان براي توجيه عقايد باطل خود و همچنين جذب طرفداران اهل بيت عصمت به سوي خود از آن استفاده كردهاند.
«تأويل» در لغت، از «أول»، به معناي بازگشت، گرفته شده است.[٢] طبق بسياري از احاديث شيعه، هم آيات قرآن ظاهري دارند و باطني.[٣] به بيان معناي ثانوي آيه، «بطن» ميگويند كه نيازمند تأويل است. ظاهر آنها همان است كه همه كس ميتواند آن را بفهمد، امّا باطن قرآن را جز افراد خاصي نميتوانند درك كنند. در بعضي روايات آمده است كه خداوند، علم تنزيل (ظاهر قرآن) و تأويل را به پيامبر اكرم٦ تعليم فرمود و آن حضرت اين علم را به حضرت علي٧ آموختند.[٤] در رويات ديگر نيز، ائمه: بيان كردهاند كه «ماييم راسخان در علم».[٥]
بر اين اساس ميتوان گفت چون تأويل در حقيقت، دانستن معناي اصلي آيه و بطن آن است، جز از طريق راسخان در علم ـ كه پيامبر و حضرات معصومان: هستند ـ ممكن نيست؛ امّا غاليان ـ كه مسلماً از راسخان در علم نبودهاند ـ براي رسيدن به مطامع دنيوي خود و با علم بسيار اندك خود، به سراغ قرآن آمده و آيات بسياري از آن را بر خواستها، تمايلات و عقايد خود تفسير كردهاند.
برخي متذكر شدهاند كه در الكافي، نزديك به ٩٦ روايت وجود دارند كه متضمن تفسير بيش از يكصد آيه در حق علي و ائمه اطهار: است و گفته شده است كه بيشتر آنها به دور از مدلول الفاظ و شيوه قرآنياند؛ ضمن آنكه راويان آنها ضعيف و اهل غلو و متهم به وضع و كذب هستند و نحوه بيان آنها به دور از شأن ائمه اطهار: است كه بخواهند در آيات قرآني به گونهاي دخل و تصرف نمايند كه درخشش و رونقش را از بين ببرند و فصاحت و بلاغت معجزهگونه آن را مخدوش نمايند.[٦]
[١]. نهاية الاصول، ص ٣٨٣-٣٨٤.
[٢]. الحجة علي فصل الخطاب القول في ابطال القول بتحريف الكتاب، ص١٢- ١٥.
[٣]. «ستيزههاي ديرينه در مورد تحريف قرآن» هفت آسمان، ش ١١، زمستان ١٣٨٣.
[٤]. «نكاتي چند درباره موضع اماميه در خصوص قرآن»، ص٤٧.
[٥]. روانشناسي شخصيت، ص٩٨.
[٦]. غاليان: كاوشي در جريانها و برآيندها، ص٤٣.