علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢١٤ - غالیان و اندیشه تحریف قرآن
شخصيت، به اين وضعيت نفساني، «ادراك دلخواه» گفته ميشود كه نوعي روش سازگاري و دفاعي نزد انسانهاست.[١]
در مورد غلات منسوب به شيعه نيز بايد گفت كه اين گروه به دليل افراط در محبت به اين وادي افتادهاند؛ چراكه اين منشأ رواني ـ عاطفي در بسياري از شيعيان سادهدل وجود دارد و آنان را وادار به غلو درباره اهل بيت: ميكند و گاهي معجزات و كراماتي به آنان نسبت ميدهند كه واقعيت تاريخي ندارد.[٢] در برخي از روايات، حضرت سجاد٧، علت غلو را دوست داشتن زياد مطرح ميكند. آن حضرت ميفرمايند:
يهوديان از بس، عزير را دوست داشتند، او را پسر خدا دانستند و مسيحيان، نيز، از شدت علاقه به حضرت عيسي٧ او را پسر خدا خواندند، در حالي كه عزير و مسيح از آنان برائت جستند و نيز آنان پيروان عزير و مسيح نبودند. همچنين گروهي از شيعيان، از شدت محبت به ما، ما را از حد خود فراتر بردند، در حالي كه نه آنان از ما هستد و نه ما از آنها.[٣]
ادعاي تحريف قرآن و حذف كلماتي چون اسامي ائمه: ميتواند در همين زمينه تحليل شود؛ با اين توضيح كه دوستي ائمه: موجب شده است تا عدهاي به چنين رواياتي دامن بزنند و با وارد كردن چنين اتهام بزرگي به قرآن، به اهداف عاطفي و غير عقلايي خود برسند.
محقق عاليقدر سلطان الواعظين مينويسد:
عده ديگري از جاعلان حديث، غلات بودهاند كه به نام علي٧ جعل حديث مينمودند. به خيال فاسد خود، مقام مقدس آن حضرت را بالا بردند؛ از جمله اخبار، اين كه نقل نمودهاند: مخالفان حضرت علي٧ اين قرآن را فاسد نمودهاند و قرآن حقيقي، خدمت مولي امير المؤمنين٧ بوده است و بعد هم در دست ائمه طاهرين محفوظ است و از دسترس عموم مسلمانان خارج است در زمان ظهور حضرت مهدي٧ ظاهر ميگردد.[٤]
٢. جهل و ناآگاهي
ميتوان به جهل و ناآگاهي مردم هم به عنوان زمينهاي مهم در توسعه و بسط روايات تحريف اشاره كرد؛ چنانكه در برخي از روايات شيعه، جهل و ناآگاهي مردم به عنوان يكي از علل غلو ذكر شده است. حضرت امام رضا٧ در اين مورد بياني به شرح زير دارند:
بعضي از مردم سادهدل، معجزات و كرامات فراواني از ائمه: مشاهده ميكردند و چون نمونه آنها را از مردم عادي نديده بودند، تصور ميكردند كه حتماً صاحب اين معجزات داراي مقامي برتر از مقام بشري است و به اين ترتيب، به خدايي ائمه يا حلول روح خدايي در آنها قايل ميشدند.[٥]
[١]. طبقات الكبري، ج٦، ص٣٣٣.
[٢]. در مورد ٤ و ٩، روايات مربوطه اگرچه در موضوع امامت نيستند، ولي اين روايات، اصالتاً شيعي هم نبوده و از مصادر اهلسنت به جوامع حديث ما راه يافته است.
[٣]. به عنوان نمونه، هشام بن حكم، كتابي را با عنوان الرد علي من قال بامامة المفضول و مؤمن طاق نيز كتابي با همين عنوان (الرد علي المعتزلة في امامة المفضول) نگاشته است. براي مطالعه بيشتر ر.ك: «شيخ صدوق و نظريه تحريف قرآن»، محمدكاظم رحمتي (كتاب ماه دين، ش٣٤)
[٤]. تاريخ شيعه و فرقههاي اسلامي تا قرن چهارم هجري، ص٣٤٥.
[٥]. تاريخ يعقوبي، ص١٩٧.