علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢١٣ - غالیان و اندیشه تحریف قرآن
مرحوم آيةالله بروجردي، جمع قرآن به دست حضرت امير٧ را به شدت انكار كرده، ميفرمودند كه روايات را در اين زمينه عامه و خاصه جعل كردهاند. صدر اين احاديث را عامه جعل كردهاند تا علت بيعت نكردن آن حضرت را در آغاز توجيه كنند و ذيل آن را خاصه جعل كردهاند؛ با اين هدف كه بر عامه احتجاج كنند كه آن حضرت قرآن را جمعآوري كرد، ولي حاكمان وقت آن را نپذيرفتند.[١]
گفته شده كه به دليل تلاشهاي مداوم گروههاي غلو در داخل جامعه شيعه، تمام مطالب مربوط به اين موضوع (تحريف) به شكل شگفت انگيزي در نيمه نخست قرن سوم هجري بر مبناي روايات مورد پذيرش رجال اهلسنت شكل گرفت. غلات، تلاشهاي بيشتري در مورد مشابه ـ كه نام علي٧ يا اشارهاي به اهل بيت پيامبر ميتوانست در آيه اضافه گردد ـ انجام دادند؛ به منظور طرح اين ادعا كه مورد يا مواردي به عمد از قرآن حذف شدهاند.[٢]
اتان كلبرگ هم مينويسد:
بحث دروني و اختلاف در جامعه اماميه نسبت به قرآن تدوين شده در زمان عثمان رهآورد تاريخ پيچيده سياسي و ديني شيعه است. نااميدي ناشي از شكست علي٧ براي به دستگيري خلافت بعد از وفات پيامبر و جانشينان او، ريشه در اتهامات پي در پي عليه سه خليفه اول بوده است. اين روايات ناظر به تحريف و حذف، حتي اگر اكثرش جعلي باشند كه حذفهاي عمدي در قرآن صورت گرفته، ناشي از نااميدي عميق و بازتابي از ديدگاههاي ميان اماميه است.[٣]
بر اين اساس، برخي مطالب روايات شيعي از روايات اهلسنت گرفته شده است كه در آنها گفته شده نام علي در برخي آيات بوده و بر ضد استدلال اهلسنت، مورد استفاده قرار گرفته است. اينگونه روايات، مبنايي براي جعل احاديثي قرار گرفت كه بر اساس آن ادعا ميشده نام علي در قرآن ذكر شده است.
در واقع، ميتوان گفت كه ادعاي تحريف قرآن از سوي غاليان، اهرمي سياسي براي تضعيف جبهه مقابل بوده است؛ چرا كه آنها از اين اخبار در منازعات بين شيعه و سني استفاده ميكردند. چنين انگيزهاي به صورت جدي در مورد فعاليتهاي غاليان قابل طرح است.
انگيزههاي فرعي
١. افراط در محبت
اصل پديده غلو، در ميان مردم، از يك منشأ رواني ـ عاطفي سرچشمه ميگيرد؛ به طوري كه هر فرد يا گروه اجتماعي سعي دارد براي توجيه عقيده خود، آن را از حد خود فراتر وانمود كند. غلو نزد برخي، ناشي از عشق و شيفتگي در حق معشوق است كه در نتيجه آن، فرد، ناخواسته در حق معشوق خود و اوصاف و ابعاد وجودي او غلو كرده و اين غلو را امري حقيقي و واقعي ميشمارد. اساس اين شگفتي، مبتني بر برتري معشوق از هر حيث است و اگر عيناً آن را مشاهده نكند، براي او ميسازد. در روانشناسي
[١]. مراد از «تخميس» در نزد غلات، آن است كه مصالح عالم، به پنج نفر يعني، سلمان فارسي، مقداد، عمار، اباذر و عمرو بن اميه الضمري واگذار شده است.
[٢]. البيان في تفسير القرآن، ج١٢، ص٢٦٩.
[٣]. حقايق هامه حول القرآن الكريم، ص٣٠.