علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٢ - زهد و بهداشت روان
در برخي ديگر از روايات، اين حقيقت با تعبير «عقل» بيان شده است. بر اساس اين روايات، زهدْ سر عقل[١] و ثمرة آن[٢] است و عاقل به آنچه اهل جهل دل ميبندند، بيرغبت است.[٣] از اين رو، دشمني با دنيا، نشانه كمال عقل است.[٤]
همان گونه كه مشاهده شد، عقل و يقين ريشه زهد و تغيير رغبتاند. هر كس به لحاظ عقل و يقين رشد كند، نسبت به دنيا زاهد و نسبت به آخرت راغب ميگردد. اميرالمؤمنين٧ در بيان زيبايي اين رابطه را تبيين نمودهاند:
الزّاهِدُ عِندَنا مَن عَلِمَ فَعَمِلَ، و مَن أيقَنَ فَحَذِرَ؛[٥]
از نظر ما، زاهد کسي است که دانست و عمل کرد، و کسي که يقين داشت و حذر کرد.
موضوع شناخت و يقين
اما مهم اين است که چه الگويي از شناخت و يقين، موجب تغيير رغبت ميگردد؟ سؤال اساسي اين است كه يقين به چه چيزي موجب زهد و تغيير رغبت ميگردد؟ آيا هر يقين و شناختي موجب زهد ميگردد؟ آيا يقين به كروي بودن زمين و گردش به دور خورشيد، و همچنين وجود فرشتگان و ارسال انبيا و انزال كتاب و مانند آن، ميتواند زهد را به ارمغان آورد؟ مسلم است كه پاسخ منفي است. يقين، راهبرد تغيير رغبت هست، اما «يقين متناسب». يقين منشأ بسياري از امور است؛ نه فقط زهد. از اين رو، در هر موضوعي، يقين متناسب با همان موضوع كارا خواهد بود.
از آنچه گفتيم، روشن شد کسي که ميخواهد نظام رغبت خود را تغيير دهد، بايد بداند که به چه چيزي بايد شناخت پيدا کرده و يقين آورد. از مشكلات بحث يقين، كلي گويي است. معمولاً به بيان اصل مسأله بسنده شده و دربارة اهميت آن سخن رانده ميشود، اما مشخص نميشود كه در مقام عمل، چه بايد كرد. اين، در حالي است كه روايات به اين مسأله پرداختهاند. در روايات يقين تصريحها و اشارههاي خوب و تعيينكنندهای در اين باره وجود دارد كه در اين بخش به آنها ميپردازيم.
از بررسي روايات اين بخش و تحليل و طبقهبندي آنها به دست ميآيد که يقين لازم براي تغيير رغبت، چند وجهي است و لذا انسان بايد در چند حوزه شناخت خود را تعميق بخشيده و به باور تبديل سازد. جالب، اين که با تحليل عميقتر روايات و اطلاعات اين بخش ميتوان عوامل رغبت به دنيا را نيز به دست آورد که در لابه لاي مباحث آينده به آنها اشاره خواهد شد. اموري که بايد انسان به آنها باور پيدا کند، عبارتاند از «ماهيت دنيا» و «تنظيم روزي». در ادامه، اين دو مورد را بررسي ميكنيم:
[١]. رسول الله٦: مَن زَهِدَ فِي الدُّنيا هانَت عَلَيهِ المُصيباتُ.
الإمام علي٧: مَن زَهِدَ هانَت عَلَيهِ المِحَنُ.
الإمام الکاظم٧: إنَّ أصبَرَکُم عَلَي البَلاءِ لأَزهَدُکُم فِي الدُّنيا. دنيا و آخرت در قرآن و حديث، ج٢، ص١١٤، ح٩٧٦ ـ ٩٧٨.
[٢]. همان، ج٢، ص٩١، ح٩٢٢.
[٣]. لذا در برخي روايات نيز اين دو با هم ديده شدهاند. به عنوان نمونه:
امام علي٧ ميفرمايد: كن في الدنيا زاهداً وفي الآخرة راغباً. امالي مفيد، ص١١٩، ح٣؛ غررالحكم، ح٢٨٢٧؛ بحارالانوار، ج٧٧ص ٤٢٢، ح٤١. موارد ديگري نيز هست كه در صفحات بعد مطرح خواهند شد.
[٤]. قل متاع الدنيا قليل.
[٥]. امام علي٧: الزُّهدُ ثَمَرَةُ اليَقينِ. (غرر الحكم، ح٤٥٩ و ح ٤٦٠١ نحوه، عيون الحكم والمواعظ، ص٢٦، ح٢٩٨)