علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٩٧ - روش شناسي فقه الحديثي شيخ بهاي
زنادقه بودند. پس از آن، بهبودي براي نشان دادن ريشه اين راويان، از تاريخ ابونعيم نقل ميکند که عبداللهبنمعاويه در ايام مروان به زور شمشير همراه ابوجعفر منصور به مداین وارد شد. از ١٢٨ تا ١٢٩ق، در آن جا ماند و سپس به خراسان گريخت و ابومسلم او را به زندان انداخت تا در ١٣١ ق، در همان جا درگذشت. بهبودي به اين مطلب اکتفا نکرده و از الملل و النحل ابنحزم نيز آورده است که عبدالله بن معاويه مرتد، اهل تعطيل و دهري مذهب بود. بهبودي از قول ابوالفرج نيز آورده است که او متهم به زندقهگري بود. وي دو تن ديگر از نديمان عبدالله بن معاويه، مطيع بن إياس و بقلي، را به عنوان افراد معروف به کفر و دهري بودن ذکر ميکند. در ادامه بحث، بهبودي تاريخچه اين موضوع را بيان ميکند تا متذکر شود که در اواخر قرن دوم اين احاديث شهرت يافت و تا قرن پنجم مشهورترين فقهاي شيعه، مانند ابنقولويه، شيخ صدوق و شيخ مفيد در جواني، در حالي که به تواتر اين روايتها حکم ميراندند، بر اساس آن فتوا ميدادند و به آن عمل ميشد.[١] در پايان، بهبودي متذکر ميشود که سرانجام، شيخ طوسي اين احاديث را منکر قلمداد ميکند و در کتاب تهذيب الاحکام آن را رد ميکند. بهبودي پس از ذکر فتواي ابنطاوس درباره روزه در ماه رمضان بر اساس رؤيت، به سخن أبوريحان منجم (م ٤٣٠ق) اشاره ميکند.[٢]
تعريف حديث صحيح در نزد بهبودي و شيوه او در نقد روايت
بهبودي در مقدمه گزيده الکافی به اين نکته اشاره ميکند که ضعف و بياعتباري بعضي روايتها
بيشتر از آن جا ناشي شد که نسخههاي دست دوم، با دقت و حوصله کافي مقابله و تصحيح نشد
و بيمايگان، هرچه بيشتر، به خود اجازه دادند که سخنان ائمه را نقل به معنا کنند و در ضمن نقل
حديث، برداشت خود را با اصل حديث چاشني کرده و براي ديگران بازگو نمايند. اسفبارتر اين که
جمعي از مشايخ علم حديث در اثر سادهلوحي، هر نسخهاي که در گوشه کتابخانهاي پيدا کردند، براي ديگران روايت و در کتابهاي خود درج نمودند، در حالي که بايد نسخه اصل را از دست استاد خود دريافت کنند.
[١]. مشابه اين فتوا در روايتهاي ديگر منقول از وي نيز قابل ملاحظه است، براي نمونه: «أقام النّبي بمکة تسعة عشر يوماً يصلّي رکعتين؛ پيامبر در مکه ١٩ روز ماند و دو رکعت دو رکعت نماز خواند. اضافه ميکند: «أقمنا مع النّبي في سفرٍ تسع عشرة نقصّر الصّلاة». و قال ابنعباس: و نحن نقصّر ما بيننا و بين تسع عشرة فإذا زدنا أتممنا؛ در سفري با پيامبر نوزده روز همراه شديم، در حالي که نماز را شکسته ميخوانديم. ابنعباس گفت: و ما تا نوزده روز نماز را شکسته ميخوانيم و اگر مدت اقامت سفر را بيشتر کنيم، نماز را تمام ميخوانيم. (همان، ج٥، ص١٩١؛ صحيح مسلم، ج ١، ص٤٨١؛ سنن ابنماجه، ج١، ص٣٤٢)
[٢]. سيرة النبّي، ج٢، ص٤٠٧.