علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٩٧ - اعتبار دعاهای ابن طاووس از نگاه او
مذاهب ـ که صادق و امانتدار باشند ـ وجود دارد، اما از طريق اماميه رواياتی در اختيار است که به موجب آنها بايد به روايتی اعتماد کرد که از طريق اماميه رسيده باشد. در نتيجه، اين مقتضی با مانع مواجه میشود؛[١] به قرينه روايت ابن طاووس از راويانی که مورد اتهام و طعن واقع شدهاند. باز به قرينه عبارت اخير وی، مراد از طعن، انحراف در عقيده است و نيز به گواهی احتمالات مختلفی که برای بيان دلیل نقل راويان امامی قابل اعتماد از اين افراد ذکر شد ـ که از جمله آنها توثيق از جهت صداقت و امانتداری بود ـ و نيز اعتماد او به برخی مشايخ اهل سنت و تجليل و تکريم آنها، مانند محمد بن نجار، به نظر میرسد که وی گرايش به اين مبنا داشته است.
٢. اصحاب ائمه: در زمانی زندگی میکردند که به ناچار، بايد تقيه میکردند. از اين رو، امکان دارد که آنان چيزی را اظهار کرده باشند که با عقيده واقعی و درونی آنها ناسازگار باشد و اين میتواند در يک زمان خاص و در برخی اوقات اتفاق افتاده يا گسترة زمانی آن بيشتر زمان زندگی او را فرا گرفته باشد؛ زیرا تقيه بر مدار ضرورت میچرخد و در هر زمان که ضرورت باشد، تقيه امکان دارد. در نتيجه، چه بسا فردی که از روی تقيه عقيدهای يا مطلبی را ابراز کرده، در جايی و به مناسبتی به تقيه بودن آن تنبه داده باشد، ولی عذر او را قبول نکردهاند.[٢]
٣. در اثبات طعن، دو چيز بايد احراز شود: يکی، آن که طعن از ناحية معصوم٧ باشد و دوم، اين که اسناد آن به معصوم٧ ثابت باشد. بر اين اساس، وی به اين دليل از کسانی که مورد طعن واقع شدهاند، روايت کرده که آن طعن از غير معصوم٧ است و آنچه که به معصوم نسبت داده شده، ثابت نيست؛ زیرا برخی چيزها، مانند لعن ـ که به معصوم نسبت دادهاند ـ در اثبات، به شهادت ثابت و شريعت پسند نيازمندند که در شريعت اسلامی شرايط آن آمده است و يا طريق ديگری که در نظر خداوند متعال عذر واضح به حساب آيد و آن شرايط و اين عذر واضح در مورد اين طعن وجود ندارد.[٣]
٤. به تجربه، فراوان ديده شده که انسان گاهی خشمگين میشود و از سر خشم، مطالبی را از روی عمد يا سهو میگويد که به آنها اعتقاد ندارد يا خلافِ واقعِ درونی اوست. اين گفتهها گاه شايع و پخش میشود و برای گروه زيادی از شنوندگان اين گمان حاصل میشود که او اين چيزهايی را که اظهار کرده، حق میدانسته و نسبت به آنها يقين داشته است. ممکن است پس از فرو نشستن غضب برای عدهای روشن و کشف شود که اين گفتهها خلاف واقع بوده و چه بسا خود فرد خشمگين به آن اقرار و اعتراف نمايد. با اين وجود، عدهای که اين اعتراف را نشنيدهاند، بر همان اعتقاد اول ـ که نشان از طعن دارد ـ باقی میمانند. موارد اين چنينی در نقل فراوان است.[٤]
٥. دليل پنجم دشمنی و حسادت بوده که فراگير است. دشمنی و حسادت، آن چنان مؤثر و فراگير است که نه تنها نسبت به بندگان خدا، بلکه نسبت به خود خدا ديده میشود. به موجب اين موضوع، ابن طاووس متذکر شده که با تتبعی که در احوال بندگان خاص خدا و ديگر انسانها انجام داده و نيز حال
[١]. همان، ج٢، ص٥٧.
[٢]. همان، ج١، ص١٩٥.
[٣]. همان، ج٢، ص٢٦٨.
[٤]. همان، ج٢، ص ٣٠٦.