علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٨ - رمزگشایی حدیثی علامه طباطبايی برای ورود به عالم ذر
کسی بگوید تمامی حجیت موقوف به عقل نیست و داشتن معرفت کافی است، در جواب میگوییم: اگر چنین است، پس چه حاجت به گرفتن شهادت و اخذ میثاق؟ و حال آنکه ظاهر این آیه این است که گرفتن شهادت و اخذ میثاق برای اتمام حجت بوده و ناگزیر باید اعتراف کنند که برگشت معنایی که ایشان برای این آیه کردهاند، به آن معنایی است که منکران عالم ذر برای این آیه کردهاند.[١]
ديدگاه دوم. نظریۀ تمثیل
تفسیر آیه بر اینکه منظور آيه، تمثیل است و نه «بیان واقع»، یعنی گويا خدای سبحان از انسانها اقرار گرفته است، نه آنکه به واقع صحنه اشهاد و اخذ تعهد محقق شده باشد؛ چون مسأله ربوبیت الله و عبودیت انسان آن قدر روشن است که گویا همه انسانها گفتهاند: «بلی»؛ نظیر آیۀ Gفَقَالَ لَهَا وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَF[٢] که قول و امر و نهی لفظی در کار نبوده، بلکه در حقیقت تمثیل است. طبق این دیدگاه، این پیمان، فطری و تکوینی است؛ برخلاف دیدگاه سابق که پیمان تشریعی بود.[٣]
نقد علامه طباطبایی
از دیدگاه علامه طباطبایی، گرچه این نظریه مشکل تعارض عقلی را حل کرده، ولی مشکلات دیگری دارد که عبارتاند از:
یک. کلمه «اذ» در آیه بر گذشته دلالت دارد و یا نهایتاً باید گفت برای کار محققالوقوع در آینده است؛ لذا توجیهی برای کاربرد آن در این آیه نیست.
دو. خداوند امر روشنی چون توحید فطری را ـ که در آیات دیگر به وضوح عنوان کرده ـ در این آیه با به کاربردن تمثیل و روی آوردن به مجاز به شکلی غامض بیان کرده است.
سه. بنا بر این قول، از روایات متعددی که از وجود عالمی غیر از این دنیا به نام عالم ذر حکایت میکند، باید چشم پوشید.[٤]
علاوه بر علامه، دیگران هم بر این نظریه اشکال کردهاند.[٥]
ديدگاه سوم. نظریۀ بیان واقع
منظور از آیه بیان واقعیت خارجی است، نه اینکه تمثیل باشد؛ به این معنا که: «خداوند به لسان عقل و وحی و با زبان انبیا از انسان میثاق گرفته است. در واقع، موطن وحی و رسالت، همان موطن اخذ میثاق است؛ یعنی در برابر درک عقلی که حجت باطنی خداست، خدا از مردم پیمان گرفت که معارف دین
را بپذیرند...[٦]».
[١]. الميزان، ج٨، ص٣.
[٢]. همان، ج٨، ص٣١٥ و ٣١٦.
[٣]. سورۀ فصلت، آیۀ ١١؛ الکشاف، ج٢، ص١٧٦.
[٤]. ر.ك: تفسیر الوسیط، ج٥، ص٤٣١؛ تفسیر احسن الحدیث، ج٤، ص٤٤.
[٥]. المیزان، ج٨، ص٣١٨ و ٣١٩.
[٦]. میثاق فطرت الله، ص٧٣؛ منشور جاوید، ج٢، ص٧٣.