حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠ - تعصب باطل
نمیشود و هرگز در اطراف آن فکر نمیکنیم تا بهره مند شویم، زیرا او در روی این زمین زندگی نمیکرده است و از نظام ما و مدار ما خارج بوده است، و حال آنکه او از بشریت به پیغمبری رسید و به همین دلیل که با جنبۀ بشری و ناسوتی واجد جنبههای بسیار ارجمند عِلوی و ملکوتی بود از فرشتگان گوی سبقت برد؛ چون بشر است میتواند معلم و هادی و راهنمای بشر باشد. قرآن میفرماید: اگر فرضاً فرشته ای را مأمور رسالت میکردیم باز میبایست در صورت بشر و کسوت بشر درآید تا مردم او را مقیاس خود قرار دهند و کار خود را از او قیاس بگیرند[٩]. اما ما به موجب همان میل به از دور دیدن، با یک جملۀ «کار پاکان را قیاس از خود مگیر» فاصله ای عظیم بین خود و مشعل هدایت انبیا و اولیا قرار میدهیم. گویندۀ آن شعر که میگوید: «کار پاکان را قیاس از خود مگیر» مقصود دیگری دارد که درست است؛ او میگوید خودت را مقیاس پاکان قرار نده و خیال نکن که حالات تو همه نمونه ای است از همۀ افراد، پس به دلیل آنکه در تو نواقص و معایبی هست در همۀ افراد بشر هست، خیال نکن همه مانند تو خودخواه و خودپرست هستند، حاکم مطلق بر وجود آنها هم طمع و شهوت و هواست، احتمال بده کسانی باشند از بشر در حدی عالیتر و مقامی ارجمندتر، دارای روح و فکری بلندتر و عواطف و احساساتی راقی تر و لطیف تر، آنها از آنچه تو گرفتار آنها هستی آزادند. این بیت را مثنوی در داستان «بقال و طوطی» آورده که بقالی طوطی ای داشت که با سخن آن طوطی مأنوس بود، در نبودن او آن طوطی نگهبان دکانش بود:
بود بقالی مر او را طوطی ای خوش نوا و سبز و گویا طوطی ای
بر دکان بودی نگهبان دکان نکته گفتی با همه سوداگران
روزی بقال رفته بود و از قضا موشی پیدا شد. گربه ای که آنجا حاضر بود، برای گرفتن موش جَستن کرد. طوطی از ترس، خودش را از طرفی به