حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٩ - تعصب باطل
تاریکی راه میرود، در تاریکی جهالت؛ خودش را با قلاّب جهل و با قلاّب خیال و واهمه با اشیاء مربوط میکند؛ آیا ایندو مانند یکدیگرند؟ البته نه. پس میبینیم که یک عده میل دارند خود را با قلاّب جهل با قرآن مربوط کنند؛ میل به از دور دیدن دارند به بهانۀ اینکه فقط ائمۀ اطهار هستند که حق نزدیک شدن به قرآن را دارند، در صورتی که خود ائمۀ اطهار همیشه مردم را به تدبّر و تفکر در قرآن دعوت میکرده اند و بعلاوه میگفته اند سخنانی که مردم از ما نقل و روایت میکنند شما آنها را بر قرآن عرضه بدارید و قرآن را مقیاس قرار دهید، اگر دیدید با قرآن تطبیق نمیکند بدانید که گفتۀ ما نیست و به ما بسته اند. ببینید! این فکر و این خیال که کسی حق تدبّر در قرآن ندارد، یک دیوار و یک حجاب ضخیمی است بین قرآن و صاحب آن فکر، و مانع تأثیر و نفوذ این کتاب کریم است در دل او، درست نظیر آنچه دربارۀ اهل جاهلیت فرمود:
وَ إِذا قَرَأْتَ اَلْقُرْآنَ جَعَلْنا بَیْنَک وَ بَیْنَ اَلَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً[١].
هرگز در صدر اسلام مردم این طور فکر نمیکردند که قرآن کتاب آسمانی ماست ولی ما فقط حق تلاوت داریم نه حق تدبّر و استفادۀ مستقیم.
همچنین اگر طرز تفکر ما دربارۀ رسول اکرم شبیه طرز تفکر اهل جاهلیت باشد دربارۀ ابراهیم خلیل اللّه، یعنی در عالم خیال خود او را بالای ابرها و آسمانها قرار بدهیم، دیگر ممکن نیست از سیره و عمل و طرز سلوک اجتماعی او استفاده کنیم، دیگر عملاً این آیۀ کریمۀ قرآن منسوخ است:
لَقَدْ کانَ لَکمْ فِی رَسُولِ اَللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اَللّهَ وَ اَلْیَوْمَ اَلْآخِرَ[٢].
یعنی یک حجابی هم به ضخامت دیوار چین بین ما و بین رسول اکرم واقع میشود، هرگز تعلیمات عملی او سرمشق زندگی واقع
[١]. اسراء / ٤٥.[٢]. احزاب / ٢١.