حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢ - توبه
حکمت ها و اندرزها، جلد ١ ، ص : ٨٢
امشب میخواهم در اطراف همین مطلب توضیح بیشتری بدهم.
میگویند مقصود از دنیای مذموم و مردود، علاقه به دنیا و محبت به دنیاست؛ دنیا بد نیست، علاقه و محبت به دنیا بد است؛ مال و ثروت و مقام و قدرت و زن و فرزند بد نیست، علاقه به اینها و محبت به اینها بد است؛ زیرا خود دنیا عبارت است از این مخلوقات الهی به نام زمین و ماه و خورشید و ستاره و جماد و نبات و حیوان، عبارت است از زن و فرزند و مال و ثروت و امثال اینها؛ اینها همه مخلوقات خدا هستند و خداوند در قرآن به همینها قسم میخورد؛ اینها که نمیتواند بد باشد، پس آن چیزی که مذموم و مردود است علاقه و محبت به این امور است نه خود این امور، و همان علاقه را باید ترک کرد؛ معنای اینکه دنیا را ترک کنید یعنی علاقه و محبت دنیا را ترک کنید.
این بیان، بیان خوبی است اما با یک توضیحی که در ضمن اشکال و جوابی عرض میکنم. اشکال این است که چه فرق میکند که بگوییم خود دنیا بد است و باید آن را رها کرد و یا آنکه بگوییم علاقه به دنیا و محبت دنیا بد است؟ زیرا همان طوری که خود موجودات و مواد این جهان مخلوق خدا هستند و از این جهت مقدسند و بدون حکمت به وجود نیامدهاند، همین طور علاقهها و میلها و غریزههایی هم که در وجود انسان نسبت به این موجودات هست آفریده خداست و بدون حکمت نیست. خدا میل و علاقه به زندگی را در سرشت آدم گذاشته، همان طوری که در سرشت هر جانداری گذاشته. اگر این میل و علاقه نبود هیچ کس حاضر نبود به زندگی خود ادامه دهد و هیچ حیوانی به زندگی ادامه نمیداد و از خود دفاع نمیکرد. خدا علاقه به زن و فرزند را در دل آدمی قرار داده برای آنکه نسل باقی بماند. خداوند میل به عزت و قدرت را در انسان قرار داده و همچنین میل به کسب علم و میل به زیبایی و هر میل دیگر که در انسان هست. پس همچنان که خود موجودات و مواد عالم را که مخلوقات