حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٢ - خصوصیات حق از نظر علی علیه السلام
کردند و قصاص خونی را میخواهند که خودشان ریختند. این را در مورد تمام کسانی که خون عثمان را بهانه قرار داده بودند میفرمود، مثل طلحه و زبیر و عمرو عاص و معاویه و کسان دیگر. این یک تهمت، که امیرالمؤمنین از همۀ مردم از او بریتر بود و خود متهم کنندگان مسئول آن تهمت بودند.
تهمت دیگر موضوع حَکمین بود. در جنگ صفّین هنگامی که نزدیک بود کار به نفع امیرالمؤمنین خاتمه پیدا کند، از طرف معاویه و عمرو عاص حیلهای به کار رفت؛ قرآنها را بر نیزه کردند و گفتند: بَیْنَنا وَ بَیْنَکمْ کتابُ اللّه. امیرالمؤمنین به این حیله ترتیب اثر نداد و فرمود به جنگ ادامه دهند، لکن عدۀ زیادی از اصحاب خودش -که قاری قرآن بودند و خودشان را اهل قرآن میدانستند و برای خود حق رأی و حق نظر قائل بودند- فریب خوردند و گفتند: هدف ما همین بود که قرآن حاکم بین ما باشد، حالا که آنها حاضر شدهاند دیگر جنگ باید موقوف شود. هرچه امیرالمؤمنین خواست آنها را قانع کند مفید واقع نشد، رسماً شوریدند و چیزی باقی نمانده بود که به خود حضرت حمله کنند یا از پشت سر به آن عده از یارانش که مشغول جنگ بودند حمله کنند. اجباراً حضرت را وادار کردند که دستور متارکه بدهد. بعد دو نفر حَکم معین شدند و باز در اختیار حکم، اختیار را از حضرت سلب کردند و شخصی را که خودشان مایل بودند و حضرت رسماً صلاحیت او را انکار کرد حکم قرار دادند. بعد که نمایندۀ آنها فریب خورد یکباره به این فکر افتادند که حکمیت افراد و اشخاص در دین خدا جایز نیست و اساساً کفر است. خودشان توبه کردند و از علی علیه السلام اقرار به گناه و توبه میخواستند. همینها بودند که گروه خوارج را تشکیل دادند و از پشت به هدفهای امیرالمؤمنین خنجر زدند. اینها از این تاریخ دشمن سرسخت امیرالمؤمنین علی علیه السلام شدند. فرق اینها که خوارجند با سایر دشمنان