قاعده ضمان يد - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ١٢٦ - اشكالات وارد بر ديدگاه محقق مراغى رحمه الله
وجود ندارد.
اشكال سوم: به عنوان مقدّمه بايد گفت كه در مورد تعريف غصب ميان فقها اختلاف است؛ مشهور فقها در تعريف غصب مىگويند: «هو الاستقلال على مال الغير» [١]؛ برخى ديگر همچون محقّق بروجردى رحمه الله به جاى «استقلال» به «استيلا» تعبير كرده و مىگويند: «الغصب هو الاستيلاء على مال الغير عدواناً» [٢].
حال، به مرحوم صاحب عناوين قدس سره ايراد گرفته مىشود كه مطالب شما در فرضى است كه در تعريف غصب، مسأله استيلا را مطرح كنيد و بگوييد هرگاه دو نفر بر مال غير يد مركب داشتند و مجموعاً استيلا پيدا كنند، ضامن هستند؛ امّا اگر كسى تعريف مشهور را بگويد و اين كه در باب غصب، استقلال بر مال غير لازم است، نه در يد مركّبه و نه در يد منضمّه، استقلال بر مال غير وجود ندارد؛ به همين جهت نيز محقّق حلّى رحمه الله فرمود: اگر كسى در خانه ديگرى با وجود مالكش قهراً ساكن شود، ضامن نيست؛ زيرا، تصرّف او مستقل از مالك نيست و يد مستقل بر مال ندارد.
نتيجه آن كه صاحب عناوين رحمه الله بايد در اينجا ملاك را مشخص سازد؛ اگر بگويد كارى به باب غصب نداريم و در اينجا فقط مىخواهيم «على اليد» را معنا كنيم كه آيا شامل يد مركّبه و منضمّه نيز مىشود يا نه؟ مىگوييم: اوّلًا دليل «على اليد» خود يكى از ادلّه غصب است؛ و ثانياً، با قطع نظر از تعريف و حقيقت غصب، اگر از «يد» استيلا فهميده مىشود، هم در يد مركّبه و هم در يد منضمّه استيلا صدق مىكند؛ پس، چرا ميان آنها تفكيك قائل شديد؟
اشكال چهارم: نكته آخر كه شايد مهمترين اشكال بر صاحب عناوين رحمه الله
[١]. به عنوان نمونه، ر. ك: المحقّق الحلّى، شرائع الإسلام، ج ٣، ص ٢٣٥؛ العلّامة الحلّى، مختصر النافع، ص ٢٤٧، كتاب الغصب؛ الفاضل الآبى، كشف الرموز، ج ٢، ص ٣٨٠؛ ابن فهد الحلّى، المهذّب البارع، ج ٤، ص ٢٤٥؛ الشهيد الأوّل، الدروس الشرعيّة، ج ٣، ص ١٠٥.
[٢]. علىپناه الإشتهاردى، تقريرات ثلاثة، ص ١٢٦.