قاعده ضمان يد - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ٣٧ - اشكال امام خمينى رحمه الله در مورد استناد عمل مشهور به حديث على اليد
لا استناداً ...» [١]. سيّد مرتضى رحمه الله در كتاب «انتصار» در مسأله ضمان صنعتگران آورده است كه: از جمله مواردى كه مىتوان با عامّه معارضه كرد- چون در كتابهاى روايى و فقهى آنها موجود است- روايتى است كه آنها از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مىكنند كه: «على اليد ما جنت حتّى تؤدّيه» [٢] و ظاهر عبارت سيّد رحمه الله بيانگر آن است كه ايشان اين روايت را مورد استناد قرار ندادهاند، بلكه تنها جهت معارضهى با عامّه ذكر كرده است.
شيخ طوسى رحمه الله نيز در كتاب «خلاف» در موارد مختلفى- از جمله در بحث غصب، مسأله ٢٠- به اين روايت تمسّك كرده است؛ و در كتاب «مبسوط» نيز اين روايت را نقل كرده است؛ و ظاهر از نقل خصوص روايات اهل سنّت اين است كه ايشان در مقام احتجاج با عامّه، روايت را آورده است و نه جهت استناد به آنها.
ايشان در ادامه، همچنين بيان مىدارد: ابن زهره رحمه الله در كتاب «غنيه» در باب غصب و اجاره، حديث «على اليد» را آورده، كه ظاهر آن است كه در اين موارد نيز خبر فوق به عنوان استناد ذكر نشده و بلكه در مقام احتجاج با عامّه آورده شده است. ايشان در نهايت مىنويسد:
«وقد تفحّصت «نكت النهاية» المنسوبة إلى المحقّق رحمه الله مظانّ إمكان الاستدلال به فلمأجده، مع أنّ تلك الموارد محالّ الإستدلال به لو تمّ سنده ودلالته عنده. كما أنّ الظاهر عدم وجوده فى «المقنع» و «الهداية» و «المراسم» و «الوسيلة» و «جواهرالفقه».
كتاب «نكت النهاية» محقّق رحمه الله را جستجو كردم و در مظانّ امكان
[١]. همان، ج ١، ص ٣٧٣.
[٢]. اين روايت در چاپ جامعه مدرّسين حوزه علميه قم به صورت «على اليد ما أخذت ...» آمده است. ر. ك: الإنتصار، ص ٤٦٨.