قاعده ضمان يد - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ١٠٠ - گفتار دوم ديدگاه اهل سنت در مورد ضمان
أعمّ. فيشمل الضمان بالعقد وغير العقد».
علماى حنفيه كفالت را در ضمانى كه به سبب عقد است، استعمال مىكنند و شامل كفالت مال و كفالت جان آدمى مىشود؛ ولى ضمان را براى اعم از اين معنا استعمال مىكنند و هم شامل مواردى مىشود كه به سبب عقد، ضمان ناشى شود و هم مواردى كه به سببى غير عقد باشد.
و امّا تعاريفى كه از براى ضمان ذكر كردهاند، به عنوان مثال عبارت است از:
١- حموى در شرح «الاشباه والنظائر» مىنويسد: «الضمان عبارة عن ردّ مثل مال هالك أو قيمته ...» [١]؛ ضمان عبارت است از پرداخت مثل يا قيمت مالى كه تلف شده است.
او نيز همانند برخى از علماى شيعه بحث ضمان در صورت بقاى عين را مطرح نكرده و فقط ضمان در صورت تلف را بيان مىكند.
٢- شوكانى مىگويد: «الضمان عبارة عن غرامة التالف» [٢]؛ اين تعريف، شبيه فرمايش امام خمينى قدس سره است كه فرمودند: ضمان به معناى برعهده گرفتن خسارت در صورت تلف است.
٣- غزالى در «الوجيز» مقدارى تعريف را توسعه داده و گفته است: «الضمان هو واجب ردّ الشيء أو بدله بالمثل أو القيمة عند تلفه» [٣]؛ وى براى ضمان معنايى ذكر مىكند كه شامل حكم تكليفى نيز مىشود؛ و آن اين كه بر شخص لازم است كه خود مال را ردّ كند و اگر تلف شد، مثل و يا قيمتش را بپردازد.
٤- على الخفيف در كتاب «الضمان في الفقه الاسلامى» نيز مىنويسد:
[١]. احمد بن محمّد الحنفى الحموى، غمز عيون البصائر شرح كتاب الأشباه والنظائر، ج ٢، ص ١٥٢.
[٢]. محمّد بن على بن محمّد الشوكانى، نيل الاوطار من احاديث سيّد الأخيار (شرح منتقى الاخبار)، ج ٥، ص ٢٩٩.
[٣]. محمّد بن محمّد بن محمّد الغزالى، الوجيز فى فقه الامام الشافعى، ج ١، ص ٢٠٨.