حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٦٣١ - مطلب هشتم در بيان امورى است كه حقتعالى بر آنها مؤاخذه نميفرمايد و وعده عفو از آنها فرموده و آن چند چيز است
و آنكه در حديث وارد شده است كه طيره در اين امت نميباشد چند احتمال دارد اول آنكه مراد رفع مؤاخذه و عقاب باشد يعنى اگر كسى را چنين امرى بخواطر رسد چون اختيارى نيست و نميشود كه نفس از او متأثر نشود خدا براى آن مؤاخذه نمينمايد و كفارهاش آنست كه توكل كند بر خدا و امضاى آن امر بكند چنانچه در حديث وارد شده است كه چون تطير كنى بگذر و اعتنا مكن دويم آنست كه مراد دفع تأثير آن باشد از اين امت ببركت آنچه بايشان رسيده است از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم و ائمه عليه السّلام از عدم اعتناى بآن و توكل بر خدا و ادعيه و اذكارى كه روايت كردهاند از براى دفع ضرر آن سيم آنكه مراد برفع آن منع از آن باشد و عدم جواز آن چنانكه صاحب نهايه و اكثر عامه فهميدهاند و اين معنى از اين حديث بسيار بعيد و معنى اول اظهر است و احاديث در باب تأثير طيره مختلف است و مقتضاى جمع ميان آنها آنست كه اگر توكل آدمى ضعيف باشد و نفس از آن متأثر شود ممكن است تأثير بكند و اگر توكلش بر خدا قوى باشد و اعتنا بشأن آن نكند اثر نميكند.
(هشتم) وسوسه و تفكر در خلق است و در حديث معتبر ديگر از حضرت صادق عليه السّلام منقولست كه سه چيز است كه نجات نيافته است از آنها پيغمبرى و هر كه پستتر از او است تفكر و وسوسه در خلق و طيره و حسد مگر آنكه مؤمن بكار نميفرمايد حسد خود را و بر هر تقدير اين فقره نيز چند احتمال دارد (اول) آنكه مراد وسوسههاى شيطان باشد كه حادث ميشود بسبب تفكر در احوال خلق و گمان بد بردن بايشان بسبب آنچه مشاهده ميشود از احوال و افعال ايشان و حقتعالى بر آن مؤاخذه نميفرمايد زيرا كه رفع آن غالبا از نفس ممكن نيست ليكن واجب است بر او كه باين گمان حكم نكند و اظهار ننمايد و عمل بموجب آن نكند بآنكه قدح كند در ايشان و رد شهادت ايشان بكند و در احاديث عامه وارد شده است كه هرگاه ظن و گمان كنى تحقيق و جزم مكن و در حديث ديگر وارد شده است كه زنهار حذر كنيد از گمان بد بردن بدرستى كه ظن بد بردن دروغترين سخنها است (دويم) آنست كه مراد تفكر در وساوسى باشد كه حادث ميشود در نفس در مبدء خلق اشياء و آنكه خدا را كى آفريده است و كى ايجاد كرده است و در كجاست و مثل اينها از امورى كه اگر تكلم كند بآنها موجب كفر و شرك خواهد بود چنانچه در وسوسه گذشت (سيم) آنكه مراد تفكر كردن باشد در قضا و خلق اعمال عباد و حكمت در خلق بعضى از شرور در عالم مانند خلق ابليس و موذيات و تمكين اشرار بر اضرار اخيار و خلق كفار و خلق جهنم و مخلد بودن كفار در آن و مثل اينها از امورى كه كم كسى از اينها خالى ميباشد و اينها معفو است هرگاه مستقر نگردد در نفس