حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٤٩٧ - فصل شانزدهم در بيان بعضى از صفات و خصوصيات جهنم و عقوبات آنست
ميشوند مجرمان و كافران بروهاى سياه ايشان پس زبانيه پيشانى ايشان را با پاهاى ايشان غل ميكنند و در جهنم مىافكنند و گويند ملائكه با ايشان اين است جهنمى كه باور نميكردند كافران گاه بآتش ايشان را عذاب ميكنند و گاه بآب جوشيده و فرموده است هرگاه ايشان را بيندازند در جهنم صداى عظيمى از جهنم ظاهر شود و در جوش و خروش باشد و نزديك باشد كه از هم بپاشد از شدت خشم بر كافران هر فوجى را كه بيندازند در جهنم خازنان جهنم از ايشان پرسند كه آيا كسى نيامد شما را از اين عذاب بترساند گويد آمد نداكننده و ما تكذيب كرديم و گفتيم خدا چيزى نفرستاده است و گفتند اگر ما ميشنيديم و مىفهميديم و قبول ميكرديم داخل جهنم نميشديم و فرموده است كه نزد ما زنجيرها و غلهاى گران هست و طعام خاردارى كه در گلوبند شود نه فرو رود نه بيرون آيد يعنى زقوم و فرموده است كه بزودى او را داخل سقر كنيم و چه ميدانى كه سقر چيست باقى نميگذارد آن چيزى از گوشت و پوست و استخوان ايشان را و هيچ نوعى از عذاب را نميگذارد كه بايشان نرساند و تغيير دهنده است پوستهاى ايشان را موكلند بر او نوزده ملك كه خازنان جهنماند و گفتهاند كه ديدههاى ايشان مانند برق رباينده است و نيشهاى ايشان مانند شاخهاى گاو و زبانههاى آتش از دهانهاى ايشان بيرون مىآيد مابين دو دوش هر يك هزار سال راه است و در هر كف دست ايشان مانند ربيعه و مضر كه اعظم قبايل عربند توانند گنجيد و رحم از دل ايشان برداشته شده است و هر يك از ايشان هفتاد هزار كس را برمىدارد و بهر جاى جهنم كه خواهد مىافكند و بعضى گفتهاند كه بر خصوص سقر نوزده ملك موكلند و از براى دركات ديگر خزانهداران ديگر هستند و روايت كردهاند كه چون اين آيه نازل شد أبو جهل با قريش گفت محمد ميگويد كه خازنان جهنم نوزده نفرند و شما همه شجاعانيد آيا نميتوانيد هر يك از شما يكى از خازنان را بگيريد يكى از ايشان گفت من هفده نفر را كفايت ميكنم شما دو تا را كفايت كنيد در اين وقت اين آيه نازل شد كه ما نگردانيدهايم اصحاب جهنم را مگر ملكى چند و از بنى آدم نيستند كه شما از عهده ايشان برآئيد و نگردانيديم عدد ايشان را مگر امتحانى از براى كافران و فرموده است كه خازنان جهنم بكافران گويند كه برويد بسوى آتشى كه انكار ميكردند آن را در دنيا برويد بسوى آتش سياهى كه تيره است و سه شعبه دارد و يا دودى كه از جهنم بيرون مىآيد و بكافر احاطه ميكند از بالاى سر و از جانب راست و از جانب چپ كه نفسهاى ايشان را ميگيرد و بعضى گفتهاند كه زبانهاى از آتش بيرون مىآيد و احاطه ميكند مانند سراپرده سه شعبه ميشود و در آن هست تا از حساب فارغ شود و بعضى گفتهاند كه سايه دود جهنم است چون داخل آن