حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٤٩٠ - فصل پانزدهم در بيان صفتى چند است كه در آيات و اخبار از براى بهشت وارد شده است و اعتقاد بآنها لازم است
چهار بهشت حصارى هست كه احاطه كرده است بهمه كه طولش پانصد سال راهست و خشتى از آن از طلا و خشتى از نقره و خشتى از مرواريد و خشتى از ياقوت و در ميان خشتها مشك و زعفران است و كنگرههاى آن از نورى است كه ميدرخشند و از غايت صفا و جلاء آدمى روى خود را در ديوار آن مىبيند و در آن حصار هشت در هست و هر درى دو مصراع دارد كه عرض آنها يك ساله راهست بدويدن اسب نجيب.
و ايضا فرمود كه در زمين بهشت بجاى سنگريزه نقره است و بجاى خاك رس زعفران و آنچه جاروب كنند مشك است و سنگريزهاش در و ياقوت و كرسيهاى آن از مرواريد و ياقوتست و آنچه حقتعالى فرموده است كه عَلى سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ يعنى بر كرسيهاى بافته نشسته باشند حضرت فرمود كه يعنى ميان كرسيها را بجاى نى كه ميبافند از مرواريد و ياقوت بافته باشند و حجلهها را بر روى آن كرسى زده باشند و حجلهها از مرواريد و ياقوت باشند اما از پر سبكتر و از حرير نرمتر و بر آن كرسيها از فرش بقدر شصت غرفه از غرفههاى دنيا باشد بعضى بالاى بعضى و اينست معنى قول حقتعالى وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ و آنكه فرموده است عَلَى الْأَرائِكِ يَنْظُرُونَ حضرت فرمود كه مراد بارائك كرسيهاى بافته است كه حجلهها بر آن نصب كردهاند و فرمود كه رسول خدا فرمود كه نهرهاى بهشت بدون آنكه رخنه در زمين بهم رسد بر روى زمين جارى ميشود و از برف سفيدتر است و از عسل شيرينتر و از مسكه نرمتر و گل نهر بهشت بسيار خوشبو است و ريگش از در و ياقوت و جارى ميشود در چشمهها و نهرها هر جا و بهر سمت كه دوست خدا خواهد در بهشتهاى خود و اگر ضيافت كند جميع آنها را كه در دنيا بودهاند از جن و انس هرآينه فراگيرد همه را در خوردنى و آشاميدنى و در زيورها و حلهها و هيچ كم نشود از نعمتهاى او و ايضا از حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده است كه نخلهاى بهشت ساقهايش از طلاى سرخ است و كنگرههايش از زبرجد سبز است و خوشههايش از مرواريد سفيد است و برگهايش از حلههاى سبز و رطبش سفيدتر از نقره و شيرينتر از عسل و نرمتر از مسكه و در ميانش دانه نباشد و درازى هر خوشه دوازده ذراع بوده باشد و از بالاى تركهها تا پائين خرماها متصل بهم ديگر بافته باشد و آنچه از آن بگيرند در ساعت عوضش برويد چنانچه بود و اشاره باين است قول حقتعالى لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ و هر رطبى در بزرگى مانند سبوهاى بزرگ باشد و مويز و انارش بقدر دلوهاى بزرگ و شاخههاى آنها از طلا باشد و مجمرهاى ايشان از در و مرواريد و ايضا از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده است كه اهل بهشت امرد و سادهاند و مو در بدن ايشان نيست و مخلوق ميشوند سرمه كشيده و تاج و اكليل بر سر