حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٤٥٩ - فصل دوازدهم در بيان وسيله و لوا و حوض و شفاعت و ساير منازل حضرت رسالت و اهل بيت او است در قيامت
كنندگان و نه دوست مهربان پس كاش ما را بازگشتى بدنيا ميبود پس ميبوديم از مؤمنان و ايضا بسند معتبر روايت كرده است از ابو ايمن كه بخدمت حضرت امام محمد باقر عليه السّلام آمد و گفت اى ابو جعفر مردم را فريب ميدهيد و مغرور ميگردانيد و ميگوئى شفاعت محمد شفاعت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حضرت بمرتبه غضبناك شد كه رنگ مباركش متغير شد و فرمود واى بر تو اى ابو ايمن آيا تو را مغرور كرده است اينكه شكم و فرج خود را از حرام بازداشتهاى و اگر ببينى فزعهاى قيامت را محتاج خواهى شد بشفاعت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم واى بر تو آيا شفاعت ميباشد از براى كسى كه مستوجب جهنم شده باشد بعد از اين فرمود كه احدى از اولين و آخرين نخواهد بود مگر آنكه محتاج خواهد بود بشفاعت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پس فرمود كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را شفاعتى خواهد بود در امت خود و ما را شفاعتى خواهد بود در شيعيان خود و شيعيان ما را شفاعتى خواهد بود در اهالى خود و مؤمنى ميباشد كه شفاعت كند در مثل ربيعه و مضر كه اعظم قبايل عربند و مؤمن شفاعت ميكند حتى از براى خادم خود و ميگويد پروردگارا او حق خدمت دارد بر من و مرا از سرما و گرما نگاه داشته است و ابن بابويه از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه بهشت هشت در دارد از يكدر آن پيغمبران و صديقان داخل ميشوند و از يك در شهدا و صالحان داخل ميشوند و از پنج در شيعيان و محبان ما داخل ميشوند و پيوسته من در كنار صراط ايستاده باشم و دعا كنم و گويم پروردگارا سالم بدار و بسلام بگذران شيعيان و دوستان و ياوران ما را و هر كه ولايت و محبت ما را داشته باشد پس ناگاه از ميان عرش ندا رسد كه دعاى تو را مستجاب كردم و شفاعت تو را در شيعيان قبول كردم و شفاعت كند هر مرد از شيعيان من و كسى كه محبت من داشته باشد و يارى من كرده باشد و با دشمنان من جنگ كرده باشد بكردار يا گفتار در هفتاد هزار كس از همسايگان و خويشان خود و يكدر ديگر ساير مسلمانان از آن داخل شوند از آنها كه شهادت بوحدانيت و رسالت دهند و در دل ايشان بقدر ذرهاى از بعض ما اهل بيت نباشد.
و در ثواب الاعمال روايت كرده است كه مؤمنى از شما مردى را بيند كه با او آشنائى داشته است در دنيا و امر كردهاند كه او را بجهنم برند چون بر او بگذرد گويد اى فلان من در دنيا بتو نيكى ميكردم و حاجت تو را برمىآوردم آيا امروز جزائى براى من نزد تو هست پس مؤمن بملكى گويد كه بر او موكل گرديده است كه دست از او بردار پس خدا امر كند ملك را كه امان آن مؤمن را اجازت كند و او را رها كند و ايضا بسند معتبر از آن حضرت روايت كرده است كه مؤمن شفاعت ميكند براى دوست خود و خويش خود مگر آنكه ناصبى باشد و اگر جميع ملائكه