حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٣٥١ - هشتم - إنا لننصر رسلنا و الذين آمنوا في الحياة الدنيا و يوم يقوم الأشهاد
كلينى و على بن ابراهيم روايت كردهاند از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام كه حقتعالى خبر داد رسول خود را و بشارت داد او را بامام حسين پيش از آنكه فاطمه باو حامله شود بآن كه امامت در فرزندان او خواهد بود تا روز قيامت پس خبر داد آن حضرت را بآنچه بامام حسين خواهد رسيد از كشته شدن و مصيبتها كه بخودش و بفرزندانش ميرسد پس عوض داد او را از شهادت بآنكه امامت در عقب او باشد و اعلام كرد آن حضرت را كه او كشته خواهد شد پس خدا او را بدنيا برخواهد گردانيد و يارى او خواهد كرد تا دشمنان خود را بكشد و او را پادشاه روى زمين گرداند چنانچه در قرآن مجيد فرموده است كه ميخواهيم منت گذاريم بر آنها كه ايشان را ضعيف گردانيدهاند در زمين و بگردانيم ايشان را امامان و وارثان روى زمين و فرموده است كه بتحقيق كه نوشتهايم در زبور بعد از ذكر حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه زمين را بميراث خواهند برد بندگان شايسته ما پس خدا بشارت داد پيغمبرش را كه اهل بيت تو مالك زمين خواهند شد و بسوى زمين برخواهند گشت و دشمنان خود را خواهند كشت و سيد على بن عبد الحميد در كتاب انوار مضيئه روايت كرده است كه از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام سؤال كردم از رجعت كه آيا حق است فرمود بلى پرسيدم كه اول كسى كه رجعت خواهد كرد كى خواهد بود فرمود كه حضرت امام حسين عليه السّلام خواهد بود كه بعد از حضرت قائم عليه السّلام بيرون خواهد آمد با اصحابش كه با او شهيد شدند و هفتاد پيغمبر با او خواهند بود چنانچه با حضرت موسى (ع) مبعوث شدند پس حضرت قائم عليه السّلام انگشتر خود را باو خواهد داد و از دنيا خواهد رفت و حضرت امام حسين عليه السّلام او را غسل و كفن و حنوط خواهد كرد و او را در قبر مدفون خواهد كرد و ايضا از كتاب فضل بن شاذان روايت كرده است از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام كه چون قائم عليه السّلام ظاهر شود و داخل كوفه شود حق تعالى از پشت كوفه هفتاد هزار صديق را مبعوث خواهد گردانيد كه در ميان اصحاب او و از ياران او باشند و ابن قولويه در كامل الزيارة بسند معتبر از بريد عجلى روايت كرده است كه گفت از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام پرسيدم از اسماعيل كه خدا او را در قرآن صادق الوعد گفته است آيا اسماعيل پسر ابراهيم است حضرت فرمود نه بلكه اسماعيل پسر حزقيل است كه پيغمبر بود و خدا او را مبعوث گردانيد بر قومش پس تكذيب او كردند و پوست سر و روى او را كندند و حقتعالى غضب كرد بر ايشان وسطاطائيل ملك عذاب را بسوى او فرستاد و گفت پروردگار عزت مرا بسوى تو فرستاده است كه قوم تو را عذاب كنم بسختترين عذابها اگر خواهى اسماعيل گفت مرا احتياجى نيست حقتعالى باو وحى كرد كه پس حاجت تو چيست اى اسماعيل گفت