پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٣ - نتيجه مجموعه آيات علم غيب
نتيجه مجموعه آيات علم غيب
تا اينجا دو گروه از آيات را كه پيرامون علم غيب سخن مىگفتند بيان كرديم گروهى نفى مطلق علم غيب از انبيا مىكرد، و گروهى اثبات علم غيب مىنمود، هنگامى كه اين دو گروه در كنار هم چيده شود طريق جمع آنها و فهم مفهوم اصلى و مقصود نهايى كار آسانى است (و اين چيزى است كه با روش تفسير موضوعى ميسر مىشود).
آرى از مجموع تمام اين آيات به خوبى استفاده مىشود كه علم غيب به طور مطلق و بدون هيچ قيد و شرط «بالذات» مخصوص ذات پاك خداست.
اوست كه احاطه بر تمام عالم غيب و شهود دارد و اين علم قائم به ذات مقدس اوست و از او جدا نيست.
ولى ديگران (مانند پيامبران- امامان معصوم و فرشتگان) تنها از طريق تعليم الهى مىتوانند از اسرار غيب آگاه شوند.
به تعبير ديگر از معروفترين طرق جمع ميان اين آيات اين است كه منظور از اختصاص علم غيب به خدا «علم ذاتى و استقلالى» است، لذا غير او هيچگونه آگاهى از اسرار غيب مستقلًا ندارد بلكه هرچه دارند از ناحيه خداست و از طريق تعليم و لطف و عنايت اوست و در واقع جنبه «غير استقلالى» دارد.
شواهد اين جمع در آيات فوق متعدد است كه با بررسى مجدد كاملًا روشن مىشود.
در احاديث نيز اشاره لطيفى به اين امر شده است:
از جمله در نهجالبلاغه آمده است كه روزى على عليه السلام از حوادث آينده در ضمن سخنان خود خبر مىداد (و حمله مغول را به كشورهاى اسلامى پيشبينى مىفرمود).
كَانّى اراهُمْ قَوْمَاً كَأَنَّ وُجُوهَهُمُ الْمَجَانُّ الْمُطَرَقَةُ ... يكى از ياران عرض كرد: لَقَدْ اعْطِيتَ يَا امِيرَالْمُؤْمِنِينَ عِلْمَ الْغَيْبِ: «اى اميرمؤمنان علم غيب به تو داده شده است؟»
حضرت خنديد و فرمود: لَيْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَيْبٍ، وَ انَّما هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذى عِلْمٍ: «اين علم