پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٤ - ٢- رابطه اعجاز و نبوّت
٢- رابطه اعجاز و نبوّت
در اينكه معجزه چگونه دلالت بر نبوت صاحب آن دارد، يعنى چگونه ثابت مىكند معارف و قوانين و احكامى را كه او آورده وحى الهى است؟ در ميان دانشمندان گفتگوست.
بعضى مىگويند دلالت معجزه بر اين معنا عقلى است، در حالى كه بسيارى ترجيح دادهاند كه اين دلالت دلالت وضعى باشد.
توضيح اينكه: گاه تصور مىشود كه انجام يك كار خارقالعاده اصولًا نمىتواند دليلى بر صدق مدعى نبوت باشد، چه مانعى دارد كسى معجزهاى انجام دهد و پيامبر هم نباشد، اگر كسى فرضاً خطاط ماهرى است آيا دليل بر اين است كه دانشمند نكته سنجى نيز مىباشد؟
ولى آنها كه اين سخن را مىگويند توجه به اين نكته ندارند كه معجزه يك امر خارق عادهاى كه از انسانهاى دانشمند و ماهر سر مىزند نيست، بلكه خارقالعادهاى است كه فوق قدرت انسان يعنى منحصرا متكى به نيروى الهى است.
آيا ممكن است خداوند خارق عادتى كه از عهده انسانها خارج است در اختيار مدعى دروغگوئى بگذارد و بندگان خود را گمراه سازد؟ آيا اين امر با حكمت خدا سازگار است؟ اين درست به اين مىماند كه شخصى بگويد من وكيل فلانكس به سوى شما هستم، و شاهدش اين است كه او مهر مخصوص خود را در اختيار من گذارده، و آن شخص با علم به اين ادعا مهر مخصوصش را در اختيار او بگذارد.
مسلّماً اين دليل بر قبول و رضايت اوست، وگرنه محال است چنين كارى را انجام دهد.
اين همان چيزى است كه قرآن مجيد در مورد پيامبر اسلام در آيه ٤٤ تا ٤٦ سوره