پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٣ - اقوال و آرا در مسأله عصمت انبياء
نه تنها خطا را در اين قسمت جائز شمردهاند بلكه به افسانه دروغين غرانيق براى اثبات اين مقصود در مورد شخص پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم العياذ باللَّه استدلال نمودهاند).
و در مورد چهارم يعنى آنچه مربوط به افعال پيامبران است پنج قول وجود دارد:
١- عقيده شيعه اماميه بر اين است كه هيچگونه گناهى نه كبيره نه صغيره، نه عمداً نه از روى فراموشى و خطا، از آنها سر نمىزند، تنها كسى كه در اين مسأله- فقط در يك مورد- مخالفت كرده است شيخ صدوق و استادش محمد بن حسن بن وليد است كه گفتهاند مانعى ندارد كه خداوند فراموشى را بر پيامبرش در پارهاى از افعال مسلط سازد نه فراموشى از ناحيه شيطان و همين معنا را درباره ائمه طاهرين نيز گفتهاند.
٢- اكثر معتزله [١] بر اين عقيدهاند كه گناه كبيره از آنها سر نمىزند ولى گناهان صغيرهاى كه باعث نفرت مردم نشود و نشانه پستى نباشد ممكن است از آنان سرزند!
٣- ابو على جبايى كه يكى از متكلمان معتزله و از پيشوايان آنها است [٢] معتقد بود كه انبياء مرتكب كبيره يا صغيره از روى عمد نمىشوند، ولى به خاطر اشتباه و سهو ممكن است از آنها سربزند.
٤- نَظّام [٣] كه او هم از علماى معروف معتزله در عهد بنىعباس است و جمعى ديگر عقيده داشتند:" آنها هيچگونه گناهى جز از روى سهو و خطا انجام
[١]. معتزله پيروان واصل بن عطاد هستند كه از شاگردان حسن بصرى بود سپس از در مخالفت بااو در آمد و از او كنارهگيرى كرد؛ لذا پيروانش به معتزله معروف شدند و در ميان اهل سنت طرفداران زيادى دارند.
[٢]. جبا نام يكى از مناطق خوزستان بوده است.
[٣]. نام او ابراهيم بن سيّاره است و به اين سبب لقب نظّام به او داده شده كه شغلش در بازار بصرهبه نظم كشيدن مهرهها و فروختن آن بود، يا به اينجهت كه سخنان خود را به طور منظم ادا مىكرد.