پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٢ - محدوده علم غيب و چگونگى آن
محدوده علم غيب و چگونگى آن
در اينكه انبيا و امامان معصوم عليهم السلام از علم غيب به تعليم الهى آگاهند حرفى نيست، و دلايل آن مشروحاً در بحثهاى گذشته آمده.
ولى در چگونگى اين علم، و همچنين در وسعت و گسترش آن سخن بسيار است، و اين مسأله از پيچيدهترين مسائلى است كه در اين گونه مباحث به چشم مىخورد، اخبار متفاوتى در آن وارد شده و از سوى دانشمندان نيز اظهار نظرهاى مختلفى ديده مىشود، و مجموع احتمالات اساسى و قابل ملاحظه در اين مسأله به شرح زير است:
١- آنها همه چيز را «بالفعل» مىدانند، جز بخش ويژهاى كه مخصوص ذات پاك خداست، مانند علم پنجگانهاى كه در آخر سوره لقمان آمده و در بالا به آنها اشاره شد، و مانند علم به كنه ذات پروردگار و كنه اسما و صفات او.
شاهد اين سخن روايات متعددى است كه با صراحت مىگويد: امامان عِلْمُ مَا يَكُونُ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ حَتّى تَقُومُ السَّاعَةُ (علم آنچه بوده و خواهد بود تا روز قيامت) را دارا هستند، و مسلّماً پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به طريق اولى آگاهى داشت.
مرحوم كلينى در اصول كافى، بابى تحت عنوان «انَّ الْائِمَّةَ عليهم السلام يَعْلَمُونَ عِلْمَ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ وَ انَّهُ لَايَخْفى عَلَيْهِمُ الشَّىْءْ»: «امامان از آنچه در گذشته يا آينده واقع مىشود آگاهند و چيزى بر آنها مخفى نيست» آورده است. [١]
٢- آنها همه اين امور را مىدانند اما «بالقوه» نه «بالفعل» يعنى هرگاه بخواهند و اراده كنند چيزى از اسرار غيب را بدانند خداوند به آنها الهام مىكند، و يا قواعد و اصولى نزد آنهاست كه با مراجعه به آن قواعد و اصول فتح باب مىشود و مىتوانند هر چيزى از اسرار غيب را بدانند، و يا كتبى نزد آنهاست كه به آن مىنگرند و از اسرار
[١]. اصول كافى، جلد ١، صفحه ٢٥٨ (مرحوم كلينى در اين باب ٦ روايت ذكر كرده) و مرحوم علّامه مجلسى در مرآت العقول در جلد ٣ از صفحه ١٢٩ تا ١٣٤ به شرح اين روايات پرداخته است.