پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٥ - ٧- سليمان عليه السلام
طبق اين تفسير كه در كلمات بسيارى از مفسّران مشهور آمده است جمله «الْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّهِ جَسَداً» (جسدى بر تخت او افكنديم) به معناى الْقَيْناهُ عَلى كُرْسيِّهِ جَسَداً «او را به صورت جسد بىروحى بر تختش انداختيم» خواهد بود كه البتّه خلاف ظاهر آيه شريفه است.
بعلاوه معلوم نيست كه در اين بيمارى چه ترك اولايى از سليمان سر زد كه از آن استغفار كرد؟ مگر اينكه گفته شود انسان به طور كلى در حالات مختلف مخصوصاً در حال بيمارى گاه مرتكب ترك اولاهايى مىشود، و سليمان براى همانها از پيشگاه خدا طلب آمرزش كرد، ولى اين يك جواب مبهم و غير قانعكننده است.
موضوع ديگرى كه درباره اين پيامبر بزرگ مورد بحث واقع شده است جملهاى است كه در ادامه همين آيه ديده مىشود و آن اين است كه از پيشگاه خدا تقاضا مىكند حكومتى به او ببخشد كه براى هيچ يك از آيندگان سزاوار نباشد وَهَبْ لِى مُلْكاً لَا يَنْبَغِى لِاحَدٍ مِنْ بَعْدِى.
آيا اينگونه تقاضا با روح بلند و ديد وسيع و زهد بىنظير پيامبران معصوم سازگار است؟ آيا از اين سخن بوى بخل به مشام نمىرسد؟
گرچه سخن درباره معصوم بودن انبيا از گناه و خطا است، ولى به هر حال نقايص اخلاقى ديگر مخصوصاً آنچه موجب نفرت مردم مىگردد با مقام و موقعيت آنها متناسب نيست.
مرحوم سيّد مرتضى در «تنزيه الانبياء» و محقق طبرسى در «مجمعالبيان» و ديگر مفسّران در تفسيرهاى خود پاسخهاى متعدد به اين سؤال دادهاند [١] كه از همه مناسبتر پاسخ زير است:
«سليمان» از خداوند خواسته بود كه معجزه ويژهاى به او دهد، همانگونه كه هريك از انبيا براى خود معجزه ويژهاى داشتند، و معجزه ويژهاش را حكومتى
[١]. تنزيه الانبياء صفحه ٩٧ و ٩٨ و مجمعالبيان، جلد ٨، صفحه ٤٧٦.