پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦ - ج تربيت عملى
- به بعثت پيامبران- در بقاى نوع خود، و تحصيل كمالات وجودى او از روئيدن موهاى مژه، و ابرو، و فرورفتگى كف پا- كه راه رفتن و ايستادن را براى انسان آسان مىسازد- و امثال اين منافع كه براى ادامه حيات ضرورى نيست، مسلّماً بيشتر است ...؛ بنابراين ممكن نيست عنايت ازلى الهى آن منافع را ايجاب كرده باشد، و بعثت پيامبران را كه اساس زندگى انسان است ايجاب نكند». [١]
البتّه قبل از بوعلى سينا، هشام بن حكم شاگرد معروف مكتب امام صادق عليه السلام، اين استدلال را به صورت ديگرى براى عمرو بن عبيد دانشمند معروف اهل سنت تشريح كرده، كه خلاصهاش چنين است:
«آيا باور كردنى است كه براى كشور كوچك تن، مغز متفكرى لازم باشد كه حواس گوناگون براى انجام وظايف خود از آن كمك بگيرند، و خطاهاى خود را با آن اصلاح كنند، ولى براى مجموعه پيكر جهان انسانيت، مغز متفكرى لازم نباشد كه انسانها در پيچ و خم راه زندگى از تعليمات او الهام بگيرند و اشتباهات خود را به وسيله او اصلاح كنند»؟! [٢]
ج: تربيت عملى
طريق سوّمى كه مىتوان براى تحليل منطقى مسأله بعثت پيامبران پيمود اين است كه مسأله «تربيت انسان»، بيش از آنچه جنبه علمى دارد داراى جنبه عملى است.
مربى در صورتى در كار خود موفق مىشود كه علاوه بر آموزشهاى لازم بتواند عملًا الگوى كاملى براى تعليمات خود باشد، و با صفات و اخلاق و اعمال خود، تمام مسائل تربيتى را نشان دهد، و اين تنها در صورتى ممكن است كه پيامبرانى از جنس بشر به صورت الگوها و اسوههايى برگزيده شوند، و صفات و برنامههاى يك
[١]. شفا، الهيات، مقال دهم، فصل دوّم، صفحه ٤٤١.
[٢]. چاصول كافى، جلد اوّل، كتاب الحجة، باب الاضطرار الى الحجة، حديث ٣، صفحه ١٦٩.