پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢ - ١- آدم عليه السلام
كبيره از آدم است، و بعضى تصريح كردهاند كه اين مربوط به دوران قبل از نبوّت آدم بوده، بعضى نيز اين عصيان را حمل برگناه صغيره كرده و از كنار اين مسأله به آسانى گذشتهاند.
ولى آنها كه با توجه به آيات پيشين درباره عصمت انبياء، و مقام عظيمى كه خداوند براى آنها قرار داده، و مخصوصاً مقام خليفة اللهى و نماينده خدا بودن در مورد آدم، در برابر اينگونه تفسيرهاى نادرست تسليم نشده، و هريك راهى براى حل اين مشكل انديشيدهاند كه در مجموع سه تفسير را مىتوان پذيرفت:
الف- نهى آدم آزمايشى بوده- با توجه به اينكه آدم براى زندگى در زمين آفريده شده بود نه در بهشت، و دوران توقف او در بهشت يك دوران آزمايشى بوده، نه دوران تكليف، بنابراين اوامر و نواهى خداوند در آنجا تنها براى آشنا ساختن آدم به مسائل آينده در زمينه واجب و حرام بوده است.
به اين ترتيب آدم تنها يك فرمان آزمايشى را مخالفت كرد نه يك امر واجب قطعى را.
در حديثى از امام على بن موسى الرضا عليه السلام مىخوانيم كه در پاسخ «على بن محمد بن جهم» كه از متكلمان معروف آن عصر بود و به خاطر بعضى از ظواهر قرآنى عقيده به عدم عصمت انبياء داشت فرمود: «واى بر تو از خدا بترس! و به انبياى الهى كارهاى زشت نسبت مده، و آيات قرآن را به رأى خود تفسير مكن كه خداوند متعال مىگويد: وَ مَا يَعْلَمُ تَأْويِلَهُ الَّا اللَّهُ سپس فرمود: اما آنچه خداوند درباره آدم فرموده وَعَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى (اين به خاطر آن است كه) خداوند عزّوجلّ آدم را حجت در زمينش و جانشين خودش در بلادش قرار داد، او را براى بهشت نيافريده بود در حالى كه معصيت آدم در بهشت بود، نه در زمين (و بهشت، دارِ تكليف نبود بلكه، دارِ آزمايش بود) تا تقديرات امر الهى كامل شود، هنگامى كه به زمين فرستاده شد و حجّت و خليفه الهى شد مقام عصمت پيدا كرد آنگونه كه خداوند مىفرمايد: انَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَابْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعَالَمِينَ: «خداوند آدم و نوح و