پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٤ - نتيجه مجموعه آيات علم غيب
غيب نيست، اين علمى است كه از صاحب علمى (پيامبر) آموختهام». [١]
دوّمين راه جمع ميان اين دو گروه از آيات آن است كه گفته شود علم غيبى كه مخصوص خداست آگاهى بر لوح محفوظ است كه آنچه در آن است بىكم و كاست تحقق مىيابد (و در حقيقت علم به علت تامّه اشياست كه هيچ گاه از معلول آن جدا نخواهد بود) و اما پيامبران و امامان معصوم از لوح محو و اثبات با خبرند، كه قابل دگرگونى و تغيير است، زيرا علم به «علل ناقصه» است نه «علت تامه» يا به تعبير ديگر ممكن است موانعى بر سر راه آن پيدا شود و دگرگون گردد، يا شرايط آن به كمال نرسد و دگرگون شود، همانگونه كه در حديث از امام على بن الحسين عليه السلام آمده است كه فرمود: لَولَا آيَةٌ فى كِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتَكُمْ بِمَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ الى يَوْمِ الْقِيَامَةِ! فَقُلْتُ لَهُ ايَّةَ آيَةٍ؟ فَقَالَ قَوْلَ اللَّهِ يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ امُّ الْكِتَابِ: «اگر آيهاى در قرآن مجيد نبود من شما را از آنچه در گذشته روى داده، و حوادثى كه در آينده تا قيامت روى مىدهد، آگاه مىساختم! كسى عرض كرد كدام آيه؟ فرمود: آنجا كه خداوند مىفرمايد: او هر چيزى را بخواهد ثابت مىدارد، و ام الكتاب (لوح محفوظ) نزد اوست». [٢]
سوّمين راه جمعى كه براى اين آيات گفتهاند آن است كه اسرار غيب به دو بخش تقسيم مىشود: قسمتى مخصوص ذات خداست و هيچكس جز او نمىداند، و قسمتى كه آن را به انبيا و اوليا خود مىآموزد، چنانكه در نهجالبلاغه در ذيل همان خطبه كه در بالا اشاره شد، مىفرمايد وَ انَّمَا عِلْمُ الْغَيْبِ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ مَا عَدَّدَهُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ بِقَوْلِهِ: انَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ يَعْلَمُ مَا فِى الْارْحَامِ وَ مَا تَدْرى نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَداً وَ مَا تَدْرى نَفْسٌ بِاىِّ ارْضٍ تَمُوتُ: علم غيب تنها علم به زمان وقوع قيامت است، و آنچه خداوند در اين آيه برشمرده (آيه آخر سوره لقمان كه مىفرمايد: آگاهى از زمان قيامت مخصوص خداست، و اوست كه باران را نازل
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ١٢٨.
[٢]. نورالثقلين، جلد ٢، ص ٥١٢، حديث ١٦٠.